تحریریه‌ی سنگ پا

شماره‌ی ۱۸

In جلد, سرآغاز on اکتبر 23, 2008 at 9:10 ب.ظ

شهریور و مهر ۱۳۸۷
سال دوم
شماره‌ی سوم

18

بازگشت باشکوه آقای جادوگر

● یادداشت مدیرمسئول: سرآغاز گفتار

خبرنامه

● یه لقمه نون و کباب: قالب تهی کردیم
●روزنگار ورزشی: بازگشت باشکوه آقای جادوگر
● گزارش خبری: چارچوب جادویی!

جامعه

● نمک: فار30 را پاث بداریم!
● نمک: لایحه حمایت از مرد خانواده
● نمک: نصایح مرحوم ابوی بنده

رسانه

● پرونده: بفرمایید شیرینی
● پرونده: هفت
● پرونده: لبخند برای شادی روحش
● پرونده: تولدی دیگر
● پرونده: اخم در چنته‌ی گل‌آقا نیست!

ورزش

● زمین کج: قهرمان وارد می‌شود!!!

شعر و داستان

● شعر: پلاستیکی!
● شعر: به زیر خط فقره منزل مو!


همکاران این شماره

رئیس شورای سیاستگذاری: مجید یوسفی
سردبیر: رضا مرادی‌نژاد

محمود سلطانی
صبا صمدی شادلو
سامان فیروزی
محمد کارگر
امیر کریمی
احسان کیانی
نیلوفر افلاکی


شماره‌ی آینده

شماره‌ی ۱۹ سنگ پا به شکل ویژه‌نامه، پانزده آبان منتشر می‌شود که در آن، در ادامه‌ی برخی مطالب همین شماره که پیش روی شماست، پرونده‌هایی با موضوعات زیر منتشر می‌شود:

پدرسوزیِ سیاستِ بی‌پدر و مادر
ویژه‌نامه‌ی سیاسی سنگ پا

» سیاست تلویزیون: واکنش‌ها دربرابر سریال‌های ماه رمضان

» سیاست سینما: تأثیر سیاست دولت‌ها روی سینما و تأثیر سینما بر دولت

» سیاست تئاتر: جشنواره‌ی تئاتر کودک و حاشیه‌های آن

» سیاست جامعه: نقد و تحلیل آموزش کشور و یادآوری خاطرات یاران دبستانی

» سیاست ورزش: مدیریت ورزش در ایران و مسئله‌ی مهم نخبه‌کُشی

» سیاست ‌موسیقی: پرونده‌ای درباره‌ی کارکردن در حوزه‌ی موسیقی کشور


تسلیت

فرید عزیز! تسلیت ما را به دلیل فوت ناگهانی مادربزرگت پذیرا باش.

از طرف تحریریه‌ی سنگ پا

سرآغاز گفتار

In سرآغاز, یادداشت on اکتبر 23, 2008 at 8:27 ب.ظ

دوستان، عزیزان و همراهان همیشگی سنگ پا سلام.

طوفان همراه با زلزله‌ي عظیمی، سنگ پا را دربرگرفت که این موضوع گواه بر مسئله مال حرام خوردن نداره است. حالا در مورد چون و چرای مسئله می‌توانید از مقوله‌ی زیرخاکی‌های سرمقاله‌ی شماره پیش به نتایج مطلوبی برسید. این شماره شاهد حوادث ناگواری بودیم که باعث شد برخی از بخش‌های مجله ضعیف‌ترین روزهای خودشان را طی کنند.

اول از همه باید به فرید ذاکری (دبیر بخش سینما) عزیز تسلیت بگویم. چون مادربزرگش را از دست داده بود و ادامه‌ی راه حداقل برای این شماره برایش غیرممکن بود. همانطوری که خودتان هم می‌دانید، طنزنویسی نیاز به یک فراغ بال کامل دارد… که این موضوع هم باعث شده بود چرخ بخش سینمای ما به کلی پنچر شود.

بخش ورزشی هم که به دلیل مشکلات غیرمنتظره‌ای که برای دبیر آن پیش آمده بود تقریباً در تعطیلات به سر می‌برد. مورد آخر هم اینکه هنوز هم که هنوز است، درگیری‌های ما با قالب و سرور ادامه داره که انشاالله تا شماره بعدی کار کاملاً حل خواهد شد.

در شماره‌ی بعدی نیز می‌توانید شاهد حضور پرقدرت و مجدد تحریریه‌ی سنگ پا باشید تا حداقل توانسته باشیم ضعف این شماره را از دیدگان شما بی‌اهمیت جلوه دهیم. در ضمن از شماره‌ی بعد شاهد فعالیت بخش‌های جدید تئاتر و موسیقی و گفتگو نیز باشید. پس تا 15 آبان خداحافظ.

قالب تهی کردیم

In خبرنامه, یک لقمه نون و کباب on اکتبر 23, 2008 at 8:23 ب.ظ
سالاد:

سلام. تعجب کردین نه؟ قرار نبود یک لقمه نون و کبابتون را اینجوری براتون بیارن. حق دارین. ولی خوب ما رو درک کنین. قالب تهی کردیم آخه. نه از اون قالب تهی کردن ها که جمع می‌کنن میرن پی کارشون ها! نه خیر؛ از این خبرها نیست. اون قالب قبلی ستون را رها کردیم و اومدیم به یک قالب استوارتر پناه ببریم. کاری که بیشتر بشه روش مانور داد. خیالتون هم راحت باشه. ما تازه اول کارهستیم و خام. شاید هزار جور بگردیم. پس دل به این قالب جدید هم خوش نکنین. فقط اینو باور کنین که واسه پیشرفت اومدیم. اینو باور کنین که می‌خواهیم مطلب به مطلب پیشرفت می‌کنیم.

نون و کباب:

■ حتما خبر دارین که چه کرده این «بزنگاه». از یه طرف میگن متوقفش کردن، از یه طرف میگن ادامه‌اش میدن. خلاصه داستانی داره واسه خودش. فقط یک چشمه‌اش این که توی یک روز، روزنامه‌های ایران و اطلاعات و همشهری و… همه متفق‌القول و با یک مطلب ـ حالا یک کم اینور اونورـ اعلام می‌کنن که دستور توقف بزنگاه اعلام شد و باید درشو گل بگیرن. حالا توی همون روز روزنامه جام جم که پایگاه اصلی خبررسانی صداوسیماست، از قول روابط عمومی سازمان صداوسیما میگه که بزنگاه متوقف نمیشه و فقط چند روزی به خاطر شب‌های احیا، سریال «زمانی برای پشیمانی» به جایش پخش می‌شود. پس الکی شلوغش نکنین. یعنی مثل روزنامه ایران نباشین که چنین نظرسنجی خفنی را در بخش نظرسنجی‌اش می‌یاره:

نظرسنجی (28 شهریور 1387)
با نظر شورای نظارت بر صداوسیما از ادامه‌ی پخش سریال «بزنگاه» جلوگیری شد. نظر شما درباره‌ی توقف نمایش این سریال چیست؟

1ـ بی‌برنامگی در تهیه سریال‌های مناسبتی
2ـ توقف این سریال دیرهنگام بود.
3ـ نظارت بر برنامه‌های صداوسیما باید افزایش پیدا کند.
4ـ به جای توقف باید اصلاحاتی در این سریال صورت می‌گرفت و پخش آن ادامه پیدا می‌کرد.

عجب! یعنی اینجا هیچکس حق نداره که نظر مساعد نسبت به این سریال داشته باشه. یعنی یا سریال رو محکوم کن یا نظر نده. یعنی یا اونی که من می‌خوام رو بگو یا… بگذریم.

■ روزنامه‌ها جنجال کردن که یه عده دانشجوی معلوم‌الحال برای شرکت در امتحان فوق‌لیسانس یک عده دانشجوی معلوم‌الحال‌تر از خودشون را استخدام کردن تا مدرک گرفتنشان قطعی شود. یکی نیست بگوید باباجان، عزیزان من، گنده‌تر از این عزیزان بدون استخدام و بدون دغدغه و بدون مشغله فکری و بدون مشغله مالی و حتی بدون اطلاع دانشگاه مربوطه مدرک، اون هم خیلی بالاتر از فوق لیسانس رو در بازه‌ی زمانی کم‌تر جیک ثانیه می‌گیرن و شما دم نمی‌زنین؛ حالا این بیچاره‌ها را بعد این همه بدبختی‌کشیدن و دستگیرشدن توسط پلیس و رسواشدن میون خاص و عام ول نمی‌کنین؟ بابا انصافتون رو شکر!

■ این فتح‌الله‌زاده‌ی بیچاره هم یک اشتباهی کرد و گفت: «تا من هستم قلعه‌نوعی هم هست» که به قول روزنامه خبر ورزشی مربیان استقلال زرت برکنارش کردن تا بعداً قلعه‌نوعی را هم یه جورایی؛… بله!

■ خبردار شدیم که فقط ده درصد معتادان بیکار هستند. حالا با درنظرگرفتن این مقوله و یه نگاه سرسری به درصد بیکاران نامعتاد و مقایسه‌ی این دو به این نتیجه می‌رسیم که به جای ساختن این همه برنامه و ارائه‌ی این همه راهکار، این آمار را به جوانان‌مان اعلام کنیم. جوانان ما خودشان متوجه میشن که چه‌طور درصد بیکاری را تا ده درصد کاهش بدهند! تازه، ملطفت باشید که اون ده درصد هم که الآن بیکار هستن از اول کار داشتن، بعداً اخراج شدن. یعنی عملاً معضل بیکاری حل شده رفته پی کارش!