مسأله‌داران

بهار امسال
در این پرونده به اتفاقاتِ فصلِ گذشته‌ی لیگِ برتر ِ زندگی می‌پردازیم!

همان‌گونه که بزرگان فرموده‌اند: «سالی که بهارش نکوست، جوجه‌هايش را آخر زمستان می‌شمارند.» يا چيزی در همين مايه‌ها… بهار امسال هم مثل بهارهای ساليان قبل خيلی منحصر به فرد بود!

به خصوص اينکه آغاز آن مصادف بود با آغاز فروردين ماه… در اين ماه صدا و ايضاً سيمای جمهوری اسلامی با نمايش سريال مسأله‌دار «مرد 2500 چهره» مسائل زيادی را در بين قشور(جمع مکسر قشر) مختلف ملت از جمله کارمندان ادارات، پزشکان، نيروی انتظامی، شُعرا و اُدبا و به خصوص قشر مظلوم و زحمتکش مافيا (يا به قول رياست محترم جمهوری «شمافيا») ايجاد کرد که از نوآوری‌های جالب اين نهاد است…

در هفته‌ی اول ارديبهشت ماه شاهد حضور پرشور و بالای 10 درصدیِ مردمِ هميشه در صحنه در دور دوم انتخابات مجلس بوديم که موجب ايجاد يک انتخابات پر مسأله شد. [از همه لحاظ!] مدتی پس از آن رياست محترم دولت در يک نوآوری مسبوق به سابقه، دو وزير مهم اقتصاد و کشور را تغيير داد… اگر ايشان به همين منوال پيش بروند تا پايان دوره ايشان، همه مردم طعم وزارت را می‌چشند.

بدين ترتيب به هر شعاری که عمل نکرده باشند، به شعار «کابينه‌ی 70 ميليونی» عمل می‌کنند. [گرچه ظاهراً «نفت سر سفره» را هم دارند عملی می‌کنند. کارشان طوری گرفته که حتی به شعار ِ سایر ِ کاندیداها هم امان نمی‌دهند: «هر ایرانیِ بالای 18 سال در هر ماه 50 هزار تومان دریافت می‌کند.» و سعی در عملی‌کردنِ آنها به بهترین شکلِ ممکن دارند!]

در پایانِ اين ماه تيم سرخ‌پوش، بالاخره در يک نبرد حساس [!!!] در دقيقه‌ی پايانی، تيم زرد‌پوش را شکست داد تا همگان بدانند که «گل‌ها را آخر 90 دقيقه (يا 97 دقيقه) می‌شمارند!». پس از آن آقای امپراطور، اين تيم مسأله‌دار را ترک کرد تا به بقيه نشان دهد که در اوج قدرت و محبوبيت هم می‌توان آن را ترک کرد.

زکات بازی خوب، گل زدن است… .
تبصره: این گل اگر در دقیقه‌ی 96 زده شود، ثواب بیشتری دارد.

دختردایی گمشده

در خردادماه، تيم آبی‌پوش هم پس از بازگشت اميرش [!!!] در يک نبرد حساس‌تر [!!!] جام را بالای سر برد تا به همراه سرخ‌پوشان به آسيا برود. همچنين در اين ماه، نيروی انتظامی دور جديد طرح امنيت اجتماعی را شروع کرد تا همگان بدانند که اين طرح (بسته به شرايط سياسی و اجتماعی کشور) دير و زود دارد، امّا سوخت و سوز ندارد… [اجازه بدهید دیگر سراغِ «سوخت» نرویم و به امیدِ روزی که بتوان بی‌پرده درباره‌اش نوشت، بسوزیم و بسازیم… کارهایی که اولی‌اش را 87٪ نفت انجام می‌دهد و دومی‌اش به عهده‌ی 13٪ بقیه‌ی نفت می‌باشد.]

خلاصه بهار خيلی مسأله‌داری داشتيم. امیدواریم دیگر تکرار نشود… . [فعلِ معکوس]

Leave a Reply