گلآقا را جز از راه دور نمیشناسم. بنابراین نوشتن در این مورد برایم بسیار سخت است.
7 شهریور سالگرد تولد ایشان بود. خیلی جالب است که حتی بعد از رفتن ایشان هنوز برای سالگرد تولدشان شادی میکنند. چنین افرادی که اینطور جاودانه میشوند، بسیار نادر هستند. برای کسی میتوان بعد از فوتش شادی کرد که شادی را به مردم هدیه کرده باشد و گلآقا این کار را به نحو احسن انجام داد.
سال گذشته که برای بازدید از آبدارخانهی گلآقا رفته بودم، از اتاق ایشان هم دیدن کردم. اما جالب اینجاست که اصلاً فراموش کرده بودم که ایشان دیگر در قید حیات نیستند و فکر میکردم که جایی رفتهاند و من باید منتظرشان بمانم تا برگردند!
هرچند سال هم که بگذرد هیچکس فراموش نمیکند که گلآقا چطور برای بچههای ایران ارزش قائل شد و برای شادیشان چه قدمها که برداشت. درست است که بچهها…گلآقا تعطیل شد، امّا همان مقدار مجلهای که در آرشیومان داریم، برای یک عمر لبخند زدن کافی است!
لبخند زدن برای یک انسان بسیار ناچیز است، امّا در این روزها هیچکس توانایی لازم برای خندیدن ندارد و اگر گلآقا نبود همین لبخند زدن هم فراموش میشد. فکر میکنم لبخند مردم ایران که با کمک دستهای او به وجود آمده، برای شادی روحش کافی باشد… .