ورزش
در این مطلب قصد روشنگری و افشاگری در مورد لغت بسیار بسیار پر ابهام «ورزش» را دارم. بله؟… کجای ورزش مبهم است؟!… الآن توضیح میدهم!
همانگونه که ناگفته پیداست و آشکارا هویداست (!) ورزش یک اسم مصدر و از باب «ورزیدن» است. ورزیدن در زبان اصیل مادریمان (!) در مواردی کاربرد دارد که چیزی را «وَرز» میدهند. مثلاً نانوایان زحمتکش خمیر را ورز میدهند تا آمادهی پخت شود. انسان هم خودش را ورز میدهد تا آماده و پخته شود. به قول شاعر«بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» (چه ربطی به این موضوع داشت؟! … واقعاً که عجب آدمهای بیذوقی هستید!) که به آن میگویند: «ورزش».
امّا تازگیها از طریق برادرانِ خیلی زحمتکش و خدمتگزاری که خیلی مهربان هستند (!) مطلع شدیم که چیزهایی مثل مهر و محبت را هم میتوان ورز داد و به آن میگویند: «مهرورزی»! این عزیزان مهرورز و عدالتگستر (!) آن قدر مهر و محبتهای خالصانهشان را ورز میدهند، تا آمادهی تحویل به مردم همیشه در صحنه شود. امّا بودن یا نبودن مسئله این است! که ورزدادن زیادی هم باعث کِش رفتن و بیخاصیت شدن شیء مورد ورز میشود! و به همین علت این مهرورزیها هم در برخی موارد از حد گذشته و باعث شورشدن بیش از حد غذا میشود!
[...] نمک: فار۳۰ را پاث بداریم! ● نمک: لایحه حمایت از مرد خانواده ● نمک: نصایح مرحوم [...]