تحریریه‌ی سنگ پا

Archive for the ‘سرآغاز’ Category

شماره‌ی ۱۸

In جلد, سرآغاز on اکتبر 23, 2008 at 9:10 ب.ظ

شهریور و مهر ۱۳۸۷
سال دوم
شماره‌ی سوم

18

بازگشت باشکوه آقای جادوگر

● یادداشت مدیرمسئول: سرآغاز گفتار

خبرنامه

● یه لقمه نون و کباب: قالب تهی کردیم
●روزنگار ورزشی: بازگشت باشکوه آقای جادوگر
● گزارش خبری: چارچوب جادویی!

جامعه

● نمک: فار30 را پاث بداریم!
● نمک: لایحه حمایت از مرد خانواده
● نمک: نصایح مرحوم ابوی بنده

رسانه

● پرونده: بفرمایید شیرینی
● پرونده: هفت
● پرونده: لبخند برای شادی روحش
● پرونده: تولدی دیگر
● پرونده: اخم در چنته‌ی گل‌آقا نیست!

ورزش

● زمین کج: قهرمان وارد می‌شود!!!

شعر و داستان

● شعر: پلاستیکی!
● شعر: به زیر خط فقره منزل مو!


همکاران این شماره

رئیس شورای سیاستگذاری: مجید یوسفی
سردبیر: رضا مرادی‌نژاد

محمود سلطانی
صبا صمدی شادلو
سامان فیروزی
محمد کارگر
امیر کریمی
احسان کیانی
نیلوفر افلاکی


شماره‌ی آینده

شماره‌ی ۱۹ سنگ پا به شکل ویژه‌نامه، پانزده آبان منتشر می‌شود که در آن، در ادامه‌ی برخی مطالب همین شماره که پیش روی شماست، پرونده‌هایی با موضوعات زیر منتشر می‌شود:

پدرسوزیِ سیاستِ بی‌پدر و مادر
ویژه‌نامه‌ی سیاسی سنگ پا

» سیاست تلویزیون: واکنش‌ها دربرابر سریال‌های ماه رمضان

» سیاست سینما: تأثیر سیاست دولت‌ها روی سینما و تأثیر سینما بر دولت

» سیاست تئاتر: جشنواره‌ی تئاتر کودک و حاشیه‌های آن

» سیاست جامعه: نقد و تحلیل آموزش کشور و یادآوری خاطرات یاران دبستانی

» سیاست ورزش: مدیریت ورزش در ایران و مسئله‌ی مهم نخبه‌کُشی

» سیاست ‌موسیقی: پرونده‌ای درباره‌ی کارکردن در حوزه‌ی موسیقی کشور


تسلیت

فرید عزیز! تسلیت ما را به دلیل فوت ناگهانی مادربزرگت پذیرا باش.

از طرف تحریریه‌ی سنگ پا

سرآغاز گفتار

In سرآغاز, یادداشت on اکتبر 23, 2008 at 8:27 ب.ظ

دوستان، عزیزان و همراهان همیشگی سنگ پا سلام.

طوفان همراه با زلزله‌ي عظیمی، سنگ پا را دربرگرفت که این موضوع گواه بر مسئله مال حرام خوردن نداره است. حالا در مورد چون و چرای مسئله می‌توانید از مقوله‌ی زیرخاکی‌های سرمقاله‌ی شماره پیش به نتایج مطلوبی برسید. این شماره شاهد حوادث ناگواری بودیم که باعث شد برخی از بخش‌های مجله ضعیف‌ترین روزهای خودشان را طی کنند.

اول از همه باید به فرید ذاکری (دبیر بخش سینما) عزیز تسلیت بگویم. چون مادربزرگش را از دست داده بود و ادامه‌ی راه حداقل برای این شماره برایش غیرممکن بود. همانطوری که خودتان هم می‌دانید، طنزنویسی نیاز به یک فراغ بال کامل دارد… که این موضوع هم باعث شده بود چرخ بخش سینمای ما به کلی پنچر شود.

بخش ورزشی هم که به دلیل مشکلات غیرمنتظره‌ای که برای دبیر آن پیش آمده بود تقریباً در تعطیلات به سر می‌برد. مورد آخر هم اینکه هنوز هم که هنوز است، درگیری‌های ما با قالب و سرور ادامه داره که انشاالله تا شماره بعدی کار کاملاً حل خواهد شد.

در شماره‌ی بعدی نیز می‌توانید شاهد حضور پرقدرت و مجدد تحریریه‌ی سنگ پا باشید تا حداقل توانسته باشیم ضعف این شماره را از دیدگان شما بی‌اهمیت جلوه دهیم. در ضمن از شماره‌ی بعد شاهد فعالیت بخش‌های جدید تئاتر و موسیقی و گفتگو نیز باشید. پس تا 15 آبان خداحافظ.

شماره‌ی 16

In جلد, سرآغاز on جولای 19, 2008 at 9:06 ب.ظ

شماره‌ی پیاپی 16
سال دوم؛ شماره‌ی 1
تیر 1387

16

برای اندازه‌ی بزرگتر کلیک کنید.

بازگشتِ قهرمانان
پایانِ شکست‌ها؛ آغازِ پیروزی‌ها

پرسپولیس قهرمانِ لیگ برتر شد؛ استقلال هم قهرمانِ جام حذفی.
اسپانیا فاتحِ جام ملت‌های اروپا شد.
بهزاد بیلخانی هم در مسابقات تکواندو موفق شد.


سرآغاز

شماره 16
یادداشتِ سردبیر
یادداشتِ مدیرمسئول
بازتاب
اشک‌ها و لبخندهای تیر

ضمیمه » کودک و نوجوان

فکر کنم بهترین انتخاب را انجام دادند
اونی که همش زرنگه
تو می‌شستی تمام کهنه‌ها را

داستان

آفتاب

خبرنامه

صبحانه‌ی بدمزه‌ی تلویزیون
یک لقمه نون و کباب

جامعه

کاش دو دو تا، چهار تا نمی‌شد!
افسانه‌های اساتید
مسأله‌داران

رسانه

بازار داغ مجلات ایرانی
نشریات اینترنتی

نمک

لغت‌نامه‌ی سنگ پا

ورزش » زمین کج

خالی‌بندان این فصلِ لیگ برتر فوتبال

ورزش » زمین صاف

انقلاب سرخ ماتادورها
تاریخچه‌ی جام ملت‌های اروپا


تحریریه‌ی سنگ پا

مدیرمسئول: مجید یوسفی
سردبیر: رضا مرادی‌نژاد

شکوفه آزادگان
نیلوفر افلاکی
امین اکرمی
فاضل تركمن
علی رستگار
محمدرضا سیار
محمد کارگر
مهدی کرمی
امیر کریمی
داریوش کریمی
احسان کیانی
امیررضا گوران
نیلوفر یوسفی


توضیح: خبر ِ فوتِ خسرو شکیبایی، زمانی به دست‌مان رسید که این شماره از سنگ پا درحالِ انتشار بود. به همین دلیل نتوانستیم کاری برای او انجام بدهیم. قول انتشار پرونده‌ای به یاد او در شماره‌ی آینده را خواهیم داد تا با فرصتِ بیشتری به این اسطوره‌ی بازیگریِ مملکت، بپردازیم.

یادداشتِ سردبیر

In سرآغاز, یادداشت on جولای 19, 2008 at 8:24 ب.ظ

به خواست خداوند و یاری دوستان شماره‌ی دیگری از سنگ پا منتشر شد تا همچنان کور سوی امیدی برای آینده‌ی نشریات اینترنتی ایران وجود داشته باشد و چراغ طنز در این عرصه هم همچون تمام عرصه‌های فرهنگی دیگر بدرخشد.

اکنون در زمانه‌ای هستیم که هر کس سعی می‌کند تا آنجا که می‌تواند با همین دو دست هندوانه بردارد. البته این دست‌ها حتماً توانایی برداشتن این همه هندوانه را دارند، امّا کار سخت می‌شود. نمونه‌اش فعالیت‌های مستمر مؤسسه‌ی گل‌آقا مانند تولید انیمیشن، برگزاری کلاس‌های آموزشی، برگزاری جشنواره فیلم کمدی، فعالیت به‌روز سایت گل‌آقا، انتشار دوهفته‌نامه‌ی گل‌آقا و بسیاری موارد دیگر. یا چرا راه دور برویم، همین سنگ پای خودمان که در آستانه‌ی یک سالگی‌اش سنگ پای بچه‌ها را راه می‌اندازد، جشنواره برگزار می‌کند، اعضای گروه هر روز به تعدادشان افزوده می‌شود و بسیاری فعالیت‌های دیگر که نیاز به یک سازماندهی خاص دارد.

این‌ها از زیاده‌خواهی نیست. برای اجرای کاری جدی، پیشرفت، قدرت و داشتن حرفی برای گفتن باید تمام توانایی خود را به کار بست. کسی ما را کشف نمی‌کند؛ این ما هستیم که باید خودمان را نشان بدهیم و وجود مفیدمان را به همه بنمایانیم. پس خسته نمی‌شویم. نمی‌رویم و می‌مانیم تا نشان بدهیم و اعلام کنیم که ما مفیدیم چون واقعاً به کارمان عشق می‌ورزیم و نسبت به آن دلسوز هستیم.

با عشق، پرونده‌ی سال اول سنگ پا را می‌بندیم و با توکل به خدا و امید به آینده، پرونده‌ی فعالیت سنگ پا را در سال دوم می‌گشاییم. فعالیتی مستمر، جدی، حرفه‌ای و با عشق. باشد که سنگ پا مکانی برای کشف و عرضه‌ی استعدادهای نو و همیاری مناسب برای کمک به پیشرفت مطبوعات و مخصوصاً طنز اینترنتی ایران باشد.

و در آخر از زحمات تمامی همکارانم در تحریریه سنگ پا تشکر می‌کنم و شما را به مطالعه‌ی زحماتِ دو ماهه‌ی این عزیزان دعوت می‌کنم.

یادداشتِ مدیرمسئول

In سرآغاز, یادداشت on جولای 19, 2008 at 8:21 ب.ظ

سنگ پا بالاخره 1 ساله شد و بعد از مدت‌ها ضعف و سستی، سنگ پا بالاخره به جای اول خودش بازگشت. چند شماره‌ای بود که ضعیف شده بودیم، بی‌نظم شده بودیم البته لازمه که بگویم که بودیم.

متحول شدیم البته به صفحه تحریریه هم که نگاه کنید کمی از تحولات را خواهید دید. می‌خواهیم از صفر شروع کنیم و به همین دلیل است که آرشیو قدیم‌مان را در اسباب‌کشی جا گذاشته‌ایم و می‌خواهیم همیشه همرنگ زمانه در کنارتان به جلو بیاییم.

سال اول خوب بودیم، بد بودیم بالاخره تمام شد. شما بچسبید به سال دوم که قراره حسابی سنت‌شکنی کنیم و همیشه طراوت و تازگی را برای دیدگان عزیزتان حفظ کنیم. هنوز هم که هنوز است آغوش ما پذیرای طنزنویسان و کسانی که می‌خواهند طنزنویس شوند باز است پس هر کسی که می‌خواهد همکاری کند نگران نباشد هنوز فرصت است.

بالاخره هرکسی که روی اینترنت کار می‌کند و یا اینترنت را فضایی بزرگتر می‌داند که مجموعه بزرگتری را تحت پوشش قرار می‌دهد که با پست مدرنیسم به جلو می‌رود و اعضای آن را افراد مدرن تشکیل می‌دهد، پس باید به فضای آن نیز همانند مطبوعات توجه شود.

ما هستیم تا همیشه گل لبخند و تبسم رضایت روی صورتتان پدیدار کنیم و بگوئیم همیشه تو را حمایت خواهیم کرد ای عزیزتر از جانمان. (اینترنت)

بد نیست. خیلی تو حس هستین!

In بازتاب, سرآغاز on جولای 19, 2008 at 8:18 ب.ظ

نظرات مختلف در سال اول انتشار اولین نشریه‌ی اینترنتی طنز

در یک سال گذشته، نشریه‌ی سنگ پا در محیط وبلاگ و در سیستم میهن‌بلاگ به‌روز می‌شد و با مخاطبان‌ش ارتباط برقرار می‌کرد. به همین خاطر مخاطبان به آسانی می‌توانستند با مدیران مجله درارتباط بوده و نظرات خود درمورد نوشته‌های مختلف هر شماره را با ما درمیان بگذارند. در این صفحه برخی از نظراتی که از طریق وبلاگ، ای‌میل و سایت‌های مختلف درمورد سنگ پا گفته شده را با شما درمیان می‌گذاریم تا از ماه آینده، هر شماره به انعکاس نظرات جدیدی که مخاطبان نسخه‌ی جدید سنگ پا با ما درمیان می‌گذارند، بپردازیم.

کامنت‌های یک وبلاگ

شکوه حسینی: سلام به دست‌اندركاران سنگ پا و آقای ذاكری. سنگ پا تازه تأسيس است و گامهای نخست را بسيار خوب برداشته. اين نشريه پتانسيل بهترشدن رو داراست. اين طور فكر می‌كنم.

فاضل ترکمن: فريد جان! اتفاقآ جالب است بدانی، بسياری از منتقدان سنتوری هم، آن را از شاهكارهای مهرجویی می‌دانند. به قول نگار فروزنده: مهرجویی اگر خودش هم بخواهد، نمی‌تواند فيلم بد بسازد!

نیلوفر افلاکی: سلام خيلی خوبه. پيشرفت خوبی داشتيد. موفق باشيد.

شبنم: سلام. قربون دهنت كه ياد علی دایی كردی. الهی من فدای قد و بالای علی دایی بشم. الهی چشم دشمن‌های علی دایی كور بشه. من دوست دارم فوتبال كشورم پيشرفت كنه و پله‌های ترقی رو طی كنه، اما بعضی از آقايون حقشون اينه كه با كله بخورن روی زمين. آقایونی كه فكر می‌كردن تيم ايران مثل تيم ملی آلمان هست و خودشون هم جناب كلینزمن. فقط دلم برای زندی سوخت.

ناصر جهانمرد: سلام. بسيار بسيار وبلاگ توپی شده امیدوارم هيچ وقت بدون مطلب نمونيد و موفق باشيد.

شبنم: سلام. من خیلی بچه خوبی‌ام، ولی به من میگن روت مثل سنگ و پای قزوينه. به نظر شما راست می‌گن؟

مریم افتخاری: سلام و خسته نباشيد. اميدوارم كه همكاری خوبتون هميشه پابرجا بمونه. موفق باشيد. فكر عاليه.

پوپک صابری فومنی: من مرتب مجله شما را می‌خوانم. اینکه نظر نمی‌دهم، منتظرم چند شماره بگذره کار جا بیفته. چند ماه لازمه تا خودتون با هم هماهنگ بشید.
معلومه که خوبه کارتون. این همه دوست باذوق کنار هم جمع شدید مگه میشه بد باشه؟ ضمنا حق نداری غر بزنی و تعطیل کنی! با روحیه ادامه بدید شما باید بعدها مجله هایی مثل گل‌آقا را منتشر کنید دیگه. باز هم امیدوارم موفق باشید همه‌تون.

baztab

سینا: بد نیست. خیلی تو حس هستین!

پریا رضایی 12 ساله: از زحمات بي دريغ شما كمال تشكر را دارم.

شیده محمدیان: سلام ممنون از همه چی… .

هاله: جالب بود… البته این جمله بیش از اندازه کلیشه‌ای‌یه… اما خب وقتی جالبه من مجبورم بگم جالبه دیگه! سر میزنم از این به بعد!

غزل نسابه – گلپسر: سلام آقا فريد. عجب سايت توپی. خيلی ممنون و متشكرم كه قابل دونستيد و نظری داديد. دست ما رو هم بگيريد، راهنمايي كنيد، تا با هم راه گل‌آقا رو بريم. دست در دستان هم…

فاطمه جویکار – قاصدک: سلام… راستش به خاطر كارهای ديگر يک مقدار در گل‌آقا كم‌كار شدم كه خودم دوست دارم اين كم‌كاری جبران بشه… ولی باز هم فرصت نمی‌شه… .

سعید: با سلام و عرض خسته نباشید. وبلاگ شما بسیار عالی بوده و معلوم است زحمت زیادی برای آن میکشید.

فاطمه جویکار: سلام. خیلی كار خوب و خلاقيت جالبي‌یه. انتشار ماهنامه طنز اینترنتی! اميدوارم موفق و موفق و موفق‌تر باشيد… .

آدم‌برفی: سلام. دفعه اوله كه سايت‌تون رو می‌بينم. موفق باشيد.

تکین: سلام. نشریه خوبی دارید. اون آدرس وبلاگ منه. اگه خوشتون اومد تا براتون طنز بفرستم.

شکوفه آزادگان: سلام. چرا درمورد جشنواره امسال مطلبی نداريد؟

مانی: سلام؛ خسته نباشید. به نظر می‌رسه قالبتون بهم ریخته. هم دیروز سر زدم هم امروز، اما متنها بهم ریختن!
در ضمن ممنون از معرفی دست‌انداز.

احسان کیانی: سلام دوستان خوب. اگه بخوام تو اين نشريه اينترنتی مطلب بنويسم چه كنم؟

مبین: سلام. خيلی حال كردم با مجلتون ای‌والله.
حيف حيف كه درگير امتحاناتم. حتماً بعد از امتحانات منتظر من باشيد با داستان‌ها و رمان‌های گوناگون. البته اگه افتخار بدين كه تو مجله‌تون بزنين. با تشكر قبلی از مديرمسئول محترم و آقا رضا كه اين مجله رو بهم معرفی كرد.
راستی مجله‌تون اگه بتونه عضو بگيره، خيلی خوبه. نديدم لينكی به نام عضويت.

سارا صابری فومنی: آرزو ميكنم در روزهای نزديك شما و بروبچه‌های خوش‌ذوق‌تان با کمک هم بچه‌ها…گل‌آقاهای ديگری را راه بياندازيد تا جای خالی دوست ده ساله‌مان را كه حالا ديگر كنارمان نيست پر کند.

خواجه فاضل: نمی‌دونستم اون شعره مال نيماست. دمش گرم! خيلی باحال بود.

سعید ترشیزی: سلام و خسته نباشید. من خیلی اتفاقی با نشریه‌ی شما آشنا شدم و باید بگم خیلی هم از این موضوع خوشحالم. بی‌تعارف بگم، از نشریه‌تون خیلی خوشم اومده و براتون آرزوی موفقیت روزافزون می‌کنم.

احسان کیانی: سلام عليكم… دست‌تان درد نكند… خيلی عالی بود… خانم افلاكی و آقای كارگر خسته نباشيد… .

احسان کیانی: خيلی تحليل جالبی بود… واقعاً دست مريزاد.

احسان کیانی: به عنوان اولين نظر در اولين مطلب خودم، ورود خودم به سنگ پا رو تبریک میگم… ورود خودم رو به سنگ پا هم تبریک میگم…!!!


بازتاب گفتگو با حسین صافی

گفتگو با حسین صافی، به عنوان بهترین کاریکاتوریست سال از نگاه سنگ پا، روی سایت ایران کارتون نیز قرار گرفت و چنین نظراتی را از طرفِ مخاطبینِ آن سایت موجب شد:

مجید مهجور: واقعاً صحبت‌های جالبی صورت گرفته بود و واقعاً لذت بردم… ممنون از استاد صافی. اميدوارم دوباره به مشهد تشريف بيارن و از صحبت‌هاشون استفاده کنيم. خوشحال ميشم اگر ايميل يا راهی برای تماس با ايشون می‌دونيد به ميلم بفرستيد چون با ايشون کار دارم. ممنون از سايت ايران کارتون. حق يارتون.

حسین صافی: با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز اصفهونی (آقا مجید یوسفی و…). لازم به تذکر است عنوان ذکر شده (بهترین کاریکاتوریست سال) به انتخاب و لطف همین دوستان بوده و من عمراً بهترین کاریکاتوریست سال نیستم. خیلی ممنونم!

پاسخ: ما هم عمراً اصفهونی نیستیم! فقط مدیرمسئولِ گرامی که با شما صحبت کردند، اصفهونی تشریف دارند!

safi

علی رادمند: تبریک به صافی عزیز. واقعاً لایق بهترین مقام‌ها هستی. مطمئناً همه از دیدن کارهات لذت می‌برن و فکر می‌کنم این بهترین موفقیته. همیشه موفق باشی.

علیرضا گلپایگانی: ضمن تبريک سال نو به همه دوستان ايران کارتون و همچنين به مسعو شجاعی بصورت ويژه از مصاحبه با آقای صافی بسيار استفاده بردم. اميدوارم ايشون در زمينه ساخت فيلم سينمايی که در دست دارند موفق و پيروز باشند.

مجید مهجور: ای وای آقای صافی بعد از من نظر دادن… فکر کنم نظر من رو ندیدن… امیدوارم اگه نظر من رو دیدن به من میل بزنن، چون در رابطه با کاری نیاز به مشورت ایشون دارم. حق یارشون

مهدی تمیزی: حسین خان! عرض تبریک و طول ارادت…

حسین توکلی: آقای صافی خيلی کارشون درسته. ما دوست‌شون داريم زياد.

علی محمدی: ارادت بنده مشتعل؛ عنایت عالی مستدام؛ حسین صافی عزیز دست مریزاد!!!

یحیی: سلام به استاد موفق و پاینده، جدآ ندیدیم کسی این تیریپی کار کنه واقعآ مرسی، خیلی به ما حال دادین حقا که لایق این مقامین. اسکیس‌هاتون فوق‌العاده است، خستگی رو از چشم در میاره، بازم مرسی و با آرزوی سلامتی برای شما… .

ترنادو: خیلی خوب بود. حال کردم.

الهام: آقای صافی تدريس طراحی رئال دارند؟

اشک‌ها و لبخند‌های تیر

In اعلان, سرآغاز on جولای 19, 2008 at 8:06 ب.ظ


گریه آدم را بزرگ می‌کند

فرید ذاکری: به خاطر خسرو شکیبایی که روز به روز گریه‌هایش را به‌مان نشان داد و روز به روز موهایش سپید شد و روز به روز پیرتر شد و پخته‌تر و بزرگ‌تر. روز به روز. روز به روز. هنرپیشه‌ای که از همان اوائل پخته بود… پخته. به خاطر این چنین آدمی، گریه کنید لطفاً. گریه کنید تا روز به روز موهایتان سپید شود. تا روز به روز پخته‌تر شوید. گریه کنید حتماً. گریه آدم را بزرگ می‌کند.

رضا مرادی‌نژاد: به یاد خسرویی که ما را در هامون دنیا به خودمان آورد، ریشه‌های ما را گستراند و سبزمان کرد. خواهرانی غریب را به ما نمایاند و در سرزمینی سبز ما را ترک گفت. خداحافظ خسرو شکیبایی.


پیرمردی که هنوز جوان است

ehterami رادیوزمانه: منوچهر احترامی را بیشتر اما از بابت قصه‌هایی که برای کودکان نوشته می‌شناسیم. و شناخته‌ترین از همۀ آنچه که نوشته شاید «حسنی نگو یه دسته گل» با مطلع معروف و آشنای: «توی ده شلمرود ـ حسنی تک و تنها بود»، و باز با همین زمینه و زبان، قصه‌های: «حسنی ما یه بره داشت»، «تخم‌مرغ و فرفری» و «دزده و مرغ فلفلی».
خود او در بارۀ نوشتن برای کودکان می‌گوید: «نوشتن برای كودكان آسان نیست. باید كوتاه باشد و هیچ كلمه و توضیح اضافه نیاز ندارد. ظرفیت زبان بچه هم محدود است. شما باید با تعداد محدودی از لغات، فكر را به بچه‌ انتقال دهید. این كار تجربه می‌خواهد. زیاد دنبال كار برای كودكان نبودم. خیلی تفننی كار می‌كردم. سال‌های شصت و شصت و یك كار برای كودكان رونق داشت. در آن زمان فعالیت در عرصه كودكان به دلایلی راحت بود. راحت‌ترین چیزی كه بچه‌ها به آن دسترسی داشتند كتاب بود. تولید كتاب از اسباب‌بازی راحت‌تر و ارزان‌تر بود. من هم در این خیل آدم‌هایی كه به سراغ كار كودكان رفتند به این كار روی آوردم. دوستان ما انتشاراتی راه‌ انداختند و گفتند برای ما كتاب تولید كن ما هم كردیم.»

سنگ پا: 67 سالگی منوچهر احترامی مبارک باشد.


لعنتِ خدا به این سه‌شنبه‌ها

فاضلِ ترکمنِ عزیز. نمی‌دانیم غمِ از دست‌دادنِ عزیز چه‌شکلی است. پس نمی‌توانیم تو را درک کنیم. امّا می‌توانیم از کسی که خنده‌های‌ش را با ما به اشتراک گذاشته بخواهیم در ناراحتی‌هایش نیز ما را سهیم بداند و غم‌ش را با ما قسمت کند تا دردش کمتر شود. نمی‌توانیم؟

پس بزن قدش رفیق؛
فرید ذاکری، مجید یوسفی، رضا مرادی‌نژاد


بی‌صدا یک‌ساله شو!

سنگ پا بی‌سر و صدا یک سالگی خود را جشن گرفت. البته به صورت معنوی. امّا قرار است جشنِ اصلیِ سنگ پا، پایانِ مرداد برگزار شود. به همه‌تان خسته نباشید می‌گویم؛ چه کسانی که از شماره‌ی اول با سنگ پا بودند و من می‌شناسم‌شان و چه آن‌ها که از شماره‌های آخر با ما همراه شده‌اند، که شناختن‌شان کاری دشوارتر از گذشته است. امیدواریم سردبیر جدیدِ سنگ پا و گروهِ جدیدی که تحریریه را اداره می‌کنند، بتوانند نظر شما را جلب کنند.

covers
15 شماره منتشر کردیم؛ خدا را شکر!