گریه آدم را بزرگ میکند
فرید ذاکری: به خاطر خسرو شکیبایی که روز به روز گریههایش را بهمان نشان داد و روز به روز موهایش سپید شد و روز به روز پیرتر شد و پختهتر و بزرگتر. روز به روز. روز به روز. هنرپیشهای که از همان اوائل پخته بود… پخته. به خاطر این چنین آدمی، گریه کنید لطفاً. گریه کنید تا روز به روز موهایتان سپید شود. تا روز به روز پختهتر شوید. گریه کنید حتماً. گریه آدم را بزرگ میکند.
رضا مرادینژاد: به یاد خسرویی که ما را در هامون دنیا به خودمان آورد، ریشههای ما را گستراند و سبزمان کرد. خواهرانی غریب را به ما نمایاند و در سرزمینی سبز ما را ترک گفت. خداحافظ خسرو شکیبایی.
پیرمردی که هنوز جوان است
رادیوزمانه: منوچهر احترامی را بیشتر اما از بابت قصههایی که برای کودکان نوشته میشناسیم. و شناختهترین از همۀ آنچه که نوشته شاید «حسنی نگو یه دسته گل» با مطلع معروف و آشنای: «توی ده شلمرود ـ حسنی تک و تنها بود»، و باز با همین زمینه و زبان، قصههای: «حسنی ما یه بره داشت»، «تخممرغ و فرفری» و «دزده و مرغ فلفلی».
خود او در بارۀ نوشتن برای کودکان میگوید: «نوشتن برای كودكان آسان نیست. باید كوتاه باشد و هیچ كلمه و توضیح اضافه نیاز ندارد. ظرفیت زبان بچه هم محدود است. شما باید با تعداد محدودی از لغات، فكر را به بچه انتقال دهید. این كار تجربه میخواهد. زیاد دنبال كار برای كودكان نبودم. خیلی تفننی كار میكردم. سالهای شصت و شصت و یك كار برای كودكان رونق داشت. در آن زمان فعالیت در عرصه كودكان به دلایلی راحت بود. راحتترین چیزی كه بچهها به آن دسترسی داشتند كتاب بود. تولید كتاب از اسباببازی راحتتر و ارزانتر بود. من هم در این خیل آدمهایی كه به سراغ كار كودكان رفتند به این كار روی آوردم. دوستان ما انتشاراتی راه انداختند و گفتند برای ما كتاب تولید كن ما هم كردیم.»
سنگ پا: 67 سالگی منوچهر احترامی مبارک باشد.
لعنتِ خدا به این سهشنبهها
فاضلِ ترکمنِ عزیز. نمیدانیم غمِ از دستدادنِ عزیز چهشکلی است. پس نمیتوانیم تو را درک کنیم. امّا میتوانیم از کسی که خندههایش را با ما به اشتراک گذاشته بخواهیم در ناراحتیهایش نیز ما را سهیم بداند و غمش را با ما قسمت کند تا دردش کمتر شود. نمیتوانیم؟
پس بزن قدش رفیق؛
فرید ذاکری، مجید یوسفی، رضا مرادینژاد
بیصدا یکساله شو!
سنگ پا بیسر و صدا یک سالگی خود را جشن گرفت. البته به صورت معنوی. امّا قرار است جشنِ اصلیِ سنگ پا، پایانِ مرداد برگزار شود. به همهتان خسته نباشید میگویم؛ چه کسانی که از شمارهی اول با سنگ پا بودند و من میشناسمشان و چه آنها که از شمارههای آخر با ما همراه شدهاند، که شناختنشان کاری دشوارتر از گذشته است. امیدواریم سردبیر جدیدِ سنگ پا و گروهِ جدیدی که تحریریه را اداره میکنند، بتوانند نظر شما را جلب کنند.
