تحریریه‌ی سنگ پا

Archive for the ‘ورزش’ Category

قهرمان وارد می‌شود!!!

In زمین کج, ورزش on اکتبر 21, 2008 at 7:07 ب.ظ

گزارش تصویری-اختصاصی سنگ پا از بازگشت مراد محمدی به زادگاهش


ساعت 6 بعد از ظهر، میدان امام ساری، محل استقبال از قهرمان مشهود در عکس.

توضیح اینکه قرار بود مراسم راس ساعت 6 شروع شود و بنده‌ی حقیر بعد از اتمام کلاس شیمی در ساعت 5:45 با وسیله دوچرخ بی‌موتور خود در گرمایی که در عکس بعدی مشهود است همت گماردم تا سر موقع برسم؛ ولی اینجا هم تاخیرهای اجتناب‌ناپذیری که در همه‌ی مراسم‌ها رایج است به دادم رسید و اسباب آمادگی برای تهیه چنین گزارشی به این داغی را فراهم آورد.


ساعت 6:10 بعدازظهر، همانجا

مسئولین زحمتکش سپاه، اینجا هم ساکت ننشستند و به علت نزدیک بودن مکان برگزاری این مراسم به پایگاه سپاه پاسداران ساری، مسئولیت خطیر حفظ امنیت و همچنین تهیه سن جنگلی [1] (همانطور که در عکس پیداست) را بر عهده گرفتند.

1- ای بابا! این همه توی اخبار می‌گویند آمبولانس صحرایی، بیمارستان صحرایی و.. شما هیچی نمی‌گویید؛ حالا ما در اینجا می‌گوییم سن جنگلی اینجوری نگاه می‌کنید؟ آخر مازندران صحرایش کجا بود؛ همه‌اش جنگل است دیگر…


ساعت 6:20، همانجای دو عکس قبلی!

[خواندن این بخش به افراد زیر 16 سال و بالای 60 سال و افرادی که ناراحتی قلبی دارند توصیه نمی شود.]

در کادر ایجاد شده بر روی وانت مشخص در عکس، مقداری از سر گوسفند مرحومی که لحظاتی بعد از به ثبت رسیدن این عکس به دلایلی نامعلوم خونش ریخته شد را می‌بینید. لازم به ذکر است در این واقعه یک گوسفند و یک گاو نیز به همان دلایل قبلی و بر اثر جداشدن سر از بدن و خونریزی شدید دار فانی را به سوی دیار باقی وداع گفتند. خوشبختانه این حادثه تلفات دیگری نداشت.

clip_image005
ساعت 6:30، همانجا از زاویه ای دیگر

و قهرمان وارد می‌شود…

از میکروفون اعلام می‌کنند که ماشین مراد محمدی رسید. ولی لازم به گفتن نبود؛ چون ماشین پلیس اسکورت و پرچم و زلم زیمبوهای دیگری که از ماشین آویزان بود، بلندتر از هر بلندگویی داد می‌زد که 50 درصد سهمیه‌ی ما از المپیک به شهر خود رسیده است.

مردم مشتاقانه و البته کنجکاوانه به سوی ماشین قهرمان هجوم می‌برند! به شکلی که دقایقی بعد از همان میکروفون مذکور اعلام می‌شود که همشهریان عزیز لطفا اجازه بدهید آقای محمدی از ماشین پیاده بشوند تا بیشتر در خدمتشان باشیم!

دیگر نه زمان مهم است نه مکان؛ هرکس به قدر وُسع خود سعی در جاودانه ساختن این صحنه دارد. چه با موبایل و چه بی موبایل. (نمونه‌اش هم همین موبایل سمت چپ تصویر که بعید می دانم دوربین داشته باشد، ولی دوربین نداشتن موبایل دلیل بر دل نداشتن صاحبش نمی‌شود که!)

مردم، قهرمان را روی سر و دست (وبلکه جاهای دیگر) بلند می‌کنند و پرچم و گل و کولی سواری به او اهدا می‌کنند.

نکته‌ی جالب، طنین‌اندازشدن بوق‌هایی بود که معمولاً در ورزشگاه‌های فوتبال برای تشویق تیم‌ها به کار می‌رود. اول فکر کردم که کسی برای شوخی و به زبان عامیانه بگویم، مسخره بازی چنین کاری می‌کند؛ ولی بعداً با رفتن شخص یادشده به بالای سن و قرار گرفتنش به عنوان یکی از پایه‌های اصلی گرم‌کردن مجلس و زدن بوق‌های متمادی و گفتن دوسِت داریم به هر کسی که میکروفون در دست می‌گرفت، نظرم به شدّت برگشت!

قهرمان همچنان بر روی سرو کول مردم می‌چرخد و مردم با عبارت‌هایی مثل "سید مراد محمدی" دی دی دی دی دیدید دید و… به تشویق او می‌پردازند.

البته عوامل استکبار در چنین روز با شکوهی بیکار ننشستند و با فرستادن نفوذی‌های خود، سعی در خشن و تروریستی نشان دادن این مراسم پر شکوه و ایجاد رخنه در احساسات عمومی داشتند که به دلیل واقع بودن مجتمع ارشاد و همچنین سپاه پاسداران در دور میدانی که این مراسم در آن واقع بود، تیرشان به سنگ خورد. نمونه‌اش هم همین کودک که صورتش را پشت به دوربین شکارچی سنگ پا کرده است.

اوّل اینکه با پوشیدن لباس‌های مورددار و معلوم‌الحال آن هم در یک چنین مراسم عظیمی قصد انحراف جامعه و گسستن بنیاد داغ خانواده را داشته و دوم اینکه درست در زمانی دقیق و وقتی قهرمان در حال ابراز علاقه و دست تکان دادن به همشریانش می‌باشد، خود را اینگونه جمع و جور کرده و چنان صحنه‌سازی کرده که گویی قهرمان قصد ضرب و شتم وی را دارد. خوشبختانه با هوشیاری مردم فهیم این توطئه دشمن نیز ناکام ماند و قهرمان هنوز در دل مردم جای دارد و به همه اثبات شده که قلب رئوفی دارد.

نمونه‌اش هم همین صحنه. آن‌طور که از شایعات پیداست، گویی یکی از فامیل‌های گنده (هم از نظر سن، هم از نظر هیبت) قهرمان از راه دور کوبیده است و آمده به اینجا تا او را ببیند و قهرمان می‌گوید شما چرا؟ ما باید خدمت می‌رسیدیم و باقی تعارفات. همانطور که می‌بینید همزمان هم دوربین صدا و سیمای مازندران و هم دوربین اختصاصی سنگ پا در حال ثبت این صحنه‌ی شورانگیز می‌باشند.


دوربین اختصاصی سنگ پا در کنار دوربین بقیه رسانه ها در حال دنبال کردن قهرمان تا رسیدن به سکو!

clip_image012

مجری معلوم‌الحال مراسم که قبل از آمدن قهرمان خبری از آثارش نبود، به طرز مشکوکی با ورود قهرمان سر رسید و چنان به یکباره مجلس را در دست گرفت که خودش هم متوجه نشد از کجا آمد و چه کرد و به کجا رفت؟!

به هر حال قهرمان سالم به سکو رسید و مجری کار خود را با تشکر از قدم رنجه فرمودن مردم در این مراسم شروع کرد. بعد، کلی در مورد این ور و آن ور صحبت کرد. سپس با لحنی جانسوز ادامه داد: «همه‌ی ملت ایران سردرگم و ناراحت بودن، نکنه مدال نگیریم تو این المپیک!همه‌ی امیدها به کشتی‌گیرها بود. عباس دباغی رفت. تلاش خودشو کرد. ولی نتونست. همه می‌دونیم تو المپیک بعدی عباس دباغی هم مدال می‌گیره.

ولی مراد محمدی، نگذاشت مغموم و سرافکنده به خونه‌هامون بریم؛ نذاشت ناراحت باشیم؛ نذاشت کاروان ایران مغموم برگرده به وطن. مراد محمدی مدال برنز وزن 60 کیلوگرم تیم ملی کشتی آزادو در المپیک گرفت. مراد محمدی دوست داره چند کلمه‌ای هم با همشهریاش صحبت کنه.»

قهرمان نوبت را به مربی خود اسماعیل دنگه سرکی سپرد و مجری با این سخنان میکروفون را به آقای دنگه سرکی سپرد: «آقا اسماعیل زحمات فراوانی برای خیلی از کشتی‌گیرها کشیده، مراد محمدی هم زیر دست خیلی از مربی‌های پرقدرت و پرتوان مازندران کار کرده، ولی اسماعیل دنگه سرکی اونقد خوب بوده که مربی تیم ملی شده، تشویقش کنید!!»

آقای دنگه سرکی گفت: «…درود به شما ملت، درود به شما ملت، آرزوی قلبی من خوشحالی همه‌ی شماست. به امید اون روزی که قهرمان‌های زیادی مثل آقایون عسگری محمدیان، مجید جوکار و عزیزان دیگر بتونیم توی این شهر پرورش بدیم. به امید اون روز. آروزی قلبی ما خوشحالی همه‌ی شماست. افتخار می‌کنم به شما. خدانگهدارتون.»


این هم نمایی از مردم همیشه در صحنه که منتظرند تا قهرمان لب به سخن بگشاید.

قهرمان میکروفون را به دست می‌گیرد و چنین می‌گوید: «من هم عرض سلام و ادب دارم خدمت همه‌ی عزیزان، از اینکه وقت گرانبهاشون را گذاشتن اومدن اینجا، سنگ تمام گذاشتن، انشاءالله که مسابقات بعدی، میدون‌های بعدی ورزشکاران مازندرانی بتونن دل این مردمو شاد کنن. هرچقدر این مردمو شاد کنن حق این مردمه و وظیفه‌ی همه‌ی ورزشکاران. انشاءالله که در مسابقات بعدی و میدون‌های بعدی بتونن ورزشکارهای ما موفق باشن.»

البته همانطور که نمک هر استقبال و پیشواز و بدرقه و در کل هر اتفاقی که بیشتر از 10 نفر آدم را دور خود جمع کند، آمدن وکیل و وزیر و رییس وحاکم و.. می‌باشد، عده‌ای از مقامات هم در کنار قهرمان جای گرفته بودند و پس و پیش سنخرانی او سخن‌ها راندند که هرچه گفتند به هر کس مربوط باشد به ما مربوط نیست و وقت شما را نمی‌گیریم.

در آخر، مجری، برنامه را با تقدیر از مدال‌آوری‌های امام علی حبیبی در المپیک 1956 ملبورن، عبدالله موحد در المپیک 1968 مکزیکوسیتی و عسگری محمدیان در المپیک 1992 بارسلون تقدیر کرد.

ما هم ختم این گزارش را می‌سپاریم به دست مجری توانمند برنامه و از همین‌جا با شما خداحافظی می‌کنیم: «خُب دوستان عزیز، می‌تونن برن به سالن آقا مراد (سالن جهان پهلوان مراد محمدی در آبکسر از توابع ساری) اونجا مورد پذیرایی قرار می‌گیرن و همینطور که بهتر می‌تونن آقا مرادو ببینن و عکس بگیرن یا امضا بگیرن. خیلی ممنون از حضور سبزتون.»

خالی‌بندان این فصلِ لیگ برتر فوتبال

In زمین کج, ورزش on جولای 19, 2008 at 7:36 ب.ظ

لیگ برتر 86-87 هم خیلی خیلی پرحاشیه بود؛ امّا در کنار این همه حاشیه، خالی‌بندی‌های مربی‌ها هم کم نبود. مربیانِ خالی‌بندِ این دوره چه کسانی هستند؟

1-22222افشین قطبی

مردی که تا روزهای پایانی آخر فصل به مردی قانع تبدیل شده بود و معلوم بود که همان یک جام را هم که بگیرد، برای هفت پشت‌ش بس است. چون بالاخره از اول فصل تا آخر فصل نتوانست به هیچ‌کدام از قول‌های‌ش عمل کند.

اول که قرار بود قهرمان جام حذفی هم بشود که حذف شد و قرار بود پرسپولیس را با 70 امتیاز قهرمان کند که نشد تا رسید به 60 امتیاز که آخر با 60 امتیاز هم نتوانست قهرمان شود و به همان 59 امتیاز قانع شد.


فیروز کریمی

6sa3ibrاول از همه اینکه من نمی‌دانم چرا بعضی مربیان با خالی‌بندی‌های پی‌در‌پی دوست دارند جو را به نفع خود ثابت نگه دارند؟ فیروز کریمی مربی‌ای بود که با خالی‌بندی‌های متعدد جو را به نفع خود نگه داشت و هر چه هواداران به نتیجه فعلی‌شان راضی می‌شدند، بدتر می‌کرد تا اینکه رتبه‌ای بهتر از 13 جدول برای این تیم رقم نخورد.


esteghlal-rahahan86 (9)

اکبر میثاقیان

اکبر میثاقیان مؤسس طریقت خالی‌بندان ایران. او نیز به دلیل خالی‌بندی‌های زیادش مبنی بر این که فلان رتبه را می‌گیریم و از این حرف‌ها مدیرعامل را کچل کرد و آخر هم اخراج شد.

 

 

 


A0189686مجید جلالی

مجید جلالی هم از کاروان خالی‌بندان جا نماند و او هم با قول قهرمانی استقلال اهواز طرفداران این تیم را در آرزوی گرفتن جام نگه داشت. (البته آرزو بر جوانان عیب نیست.)

 


ژوران ویرا

ژوران ویرا که البته مدت کمی را هم در ایران بود اما استعداد خوبی جهت یادگیری اخلاق مربیان داشت او هم مکرر اعلام کرد که سپاهان قهرمان است که… .

انقلاب سرخ ماتادورها

In زمین صاف, ورزش on جولای 19, 2008 at 7:32 ب.ظ

نگاهی به مسابقات جام ملت‌های اروپا در سال 2008

یکشنبه شب مسابقات یورو 2008 نیز بالاخره به پایان خود رسید. این بار با قهرمانی اسپانیا؛ تیمی که همیشه شایسته بوده و هرگز موفق به قهرمانی نشده بود. امسال یورو 2008 از ماهیت‌های خاصی برخوردار بود. عدم حضور تیم انگلستان در رقابت‌ها، درخشش تیم روسیه با سرمربی‌گری گاس هیدینگ، حذف غیرمنتظره‌ی پرتغال، نایب‌قهرمان دوره‌ی پیش، و از همه جالب‌تر شناخته‌شدن یونان، مدافع عنوان قهرمانی، به عنوان بدترین تیم رقابت‌ها؛ همه از اتفاقات جالب این جام بودند. اکنون نگاهی کوتاه به آنچه در این جام رخ داد را از مرحله‌ی گروهی شروع می‌کنیم.

2m4dgn7

گروه یک: ترکیه احساساتی

در این گروه پرتغال، جمهوری چک، سوئیس و ترکیه حضور داشتند و روی هم رفته همه قبل از برگزاری اولین مسابقات روی صعود قطعی پرتغال و جمهوری چک شرط بندی کرده بودند. در وهله ی اول و بعد از برگذاری مسابقات دور اول نیز به نظر می رسید کسانی که در سایت های شرط بندی شانس را از آن پرتغال به همراه جمهوری چک دانسته اند انتخاب درستی داشته اند؛ زیرا جمهوری چک موفق شد اولین دیدار خود را برابر سوئیس با پیروزی پشت سر بگذارد و از آنسو پرتغال با دو گل ترکیه را مغلوب کرد. اما از سوی دیگر در دیدار های دور دوم و در حالی که پرتغال با شکست دادن جمهوری چک صعود خود را به عنوان تیم اول از این گروه قطعی کرد، ترکیه سوئیس را شکست داد تا پا به پای جمهوری چک پیش بیاید و نشان دهد که تسلیم نمی شود. و در بازی سوم نیز، ضمن شکست پرتغال برابر سوئیس که حذفش قطعی شده بود، پرتغال با شکست دادن جمهوری چک ضمن صعود، به عنوان شگفتی احتمالی مسابقات شناخته شد.


گروه دو: آلمان خوش شانس

آلمانی ها رو کمتر توی یک گروه سخت مثل گروه مرگ دیده ایم. اینبار هم آلمان حریف چندان دندان گردی برای صعود مقتدرانه به دور بعد نمی دید. اما پس از پیروزی در دیار اول و برابر لهستان، آلمان برابر کرواسی به مشکل جدی برخورد و با ارائه یک بازی کسل کنند 1-2 شکست خورد تا برای قطعی کردن صعودش در انتظار دیدار سوم باشد. با اینحال در نهایت توانست با شکست دادن اتریش، دیگر میزبان این رقابت ها، به دور بعد صعود کنه. البته بعد از کرواسی و به عنوان تیم دوم!


گروه سه: گروه مرگ

همه انتظار داشتند بازی های هیجان انگیزی در این گروه ببینند و همینطور هم شد. هلند در این گروه حقیقتا بازی های زیبا و تماشاگر پسندی ارائه داد و در اولین بازی نیز در برابر قهرمان جهان؛ ایتالیا مقتدرانه و با سه گل به پیروزی رسید. تا همزمان با شادی مردم در هلند و ایتالیا جنجال عظیمی راه بیفتد. در آنسو فرانسه که بعد از جام جهانی دیگر چندان مقتدر به نظر نمی رسید، برابر رومانی با انجام یک بازی بسیار خواب آور، در نهایت به نتیجه ای بهتر از تساوی بدون گل دست نیافت تا این تیم هم برای صعود به اما و اگر بیافتد. در بازی های دوم هم هلند به زیبایی با نتیجه کوبنده ی 2-4 فرانسه را شکست داد و در حالی که خود را به عنوان جدی ترین مدعی این جام معرفی می کرد مقتدرانه صعود خود را از این گروه قطعی کرد. با این شکست فرانسه ی نگون بخت که حالا تمام امیدش به عملکرد ایتالیا برابر رومانی بود شادمانه دید که ایتالیا نیز تنها توانست یک تساوی برابر رومانی کسب کند و همه چیز به آخرین بازی کشیده شد در حالی که رومانی، هلند و ایتالیا هر سه شانس صعود داشتند. در بازی سوم، هلند که تقریبا با ذخیره هایش بازی میکرد باز هم رومانی را شکست داد تا صعود برای رومانی غیر ممکن شود. و در سوی دیگر تکرار فینال جام جهانی 2006، یعنی دیدار فرانسه و ایتالیا به نفع ایتالیا رقم خورد تا پس از کلی کش و قوس بالاخره ایتالیا پس از هلند خود را به مرحله ی بعد برساند.


گروه چهار: مدعی همیشگی

در این گروه، اسپانیا، به همراه سوئد، یونان و روسیه حضور داشتند و تقریبا همه می دانستند که اسپانیا اینبار نیز مثل همیشه تیم خوب دور مقدماتی خواهد بود…به خصوص که به نظر نمی رسید کار چندان سختی برای صعود پیش رو داشته باشد. روی هم رفته در اولین دیدار اسپانیا برابر روسیه همگان فکر میکردند که اگر قرار باشد اسپانیا در یکی از دیدار های این گروه دچار مشکل شود آن همین دیدار خواهد بود. زیرا بدیهی به نظر می رسید هیدینگ بر تفکرات لوئیس آراگونس برتری دارد. با اینحال اسپانیا قاطعانه و با نتیجه ی 1-4 روسیه را در هم کوبید تا علاوه بر معرفی خود به عنوان تیمی هجومی و خطرناک، با هت ریک داوید ویا، آقای گل اختمالی مسابقات رو هم معرفی کرده باشد. در دیدار های دوم، اسپانیا با نتیجه 1-2 و در دقایق آخر با پیروی برابر سوئد که در دیدار اول خود برابر یونان پیروز شده بود، صعود خود را قطعی کرد. و روسیه نیز یونان را شکست داد و به همراه اسپانیا و به عنوان تیم 6 امتیازی دوم از گروه صعود کرد.


یک چهارم نهایی: شگفتی پشت شگفتی

بر اساس گروه بندی که قبل از مسابقات انجام شده بود، دیدار های یک چهارم نهایی به این صورت بودند:
پرتغال – آلمان
کرواسی – ترکیه
هلند – روسیه
ایتالیا – اسپانیا

در این دور بیشتر کارشناسان شانس پرتغال را برای پشت سر گذاشتن آلمان که برابر کرواسی شکننده نشان داده بود، بیشتر می دانستند. با اینحال جنگندگی آلمان به همه ثابت کرد که این تیم مثل تمام ادوار پیش به طور جدی مدعی کسب جام است. آلمان با ارائه یک بازی زیبا در یک مسابقه هیجان انگیز 2-3 پرتغال را شکست داد در حالی که عملکرد تیمی آلمان در مقایسه با بازی آلمان-کرواسی دستخوش تحولی مثبت شده بود و خیر، از دست سوپر استار پرتغال، کریستیانو رونالدو هم هیچ کاری بر نیامد تا مانع حذف نائب قهرمان دوره ی قبلی شود.

بازی کرواسی- ترکیه، دراماتیک ترین دیدار این گروه بود. در این مسابقه ی زیبا و حساس تا دقیقه 75 انگار همه چیز مطابق پیش بینی ها بود…کروات ها 0-2 جلو بودند و ترکیه نه تنها گندان زیبا و هجومی بازی نمی کرد، بلکه دیگر وقت کافی برای بازگشت به مسابقه را نداشت. در آخر کسی نمی دانست چطور شد که ناگهان ترکها اینطور زمین مسابقه را به آتش کشیدند و انگار به جای پا با قلبشان به توپ ضربه می زدند. ترکها از دقیقه 75 ناگهان به سوی دروازه کرواسی هجوم بردند و نه تنها بازی را به تساوی کشاندند، بلکه در آخرین دقایق گل پیروزی را زدند تا همگان، نه فقط مردم ترکیه، از این برد به وجد بیایند و انگیزه ی ترکیه را برای تبدیل شدن به شگفتی این جام تحسین کنند.

هلند و روسیه، بدون شک همه را بسیار بیشتر از بازی کرواسی و ترکیه شگفت زده و مبهوت کرد.

با توجه به شکست سنگین روسیه از اسپانیا، و هلند که مقتدرانه و با ارائه زیباترین بازیها خودش را مدعی شماره یک قهرمانی معرفی کرده بود، تقریبا همه برد پرگلی را در انتظار مارکو فن باستن و شاگردانش می دانستند. اما گاس هیدینگ، سرمربی روسیه که همه جا ارزش هایش را به عنوان یکی از بهترین سرمربی های جهان نشان داده، سوسپرایزی در آستین داشت. کسی نمی دانست چطور، اما هیدینگ با تماشای بازی های هلند، کوچکترین (و البته مخفی ترین) اشکالات هلند را در آورده بود و تیمش در بازی هلند و روسیه، چنان مهاجمان هلند را مهار و به آنها فشار آورد که در نیمه ی اول در کمال شگفتی گل اول را زد و از هلند پیش افتاد. از آن جالب تر دست و پا بسته بودن کامل مهاجمان و هافبک های هلند بود و اینکه هلند نتوانست حتی یک حمله ی درست و حسابی داشته باشد. با اینحال در دقایق آخر رود فن نیستلروی بالاخره گل تساوی را زد و بازی به وقت اضافه کشید. اما روسیه نشان داد که برتری اش شانسی نبوده و با درخشش آندری آرشاوین، یکی از پدیده های این جام، موفق شد 2 گل در دروازه ی هلند جای دهد و مقتدرانه این تیم را پشت سر بگذارد.

آخرین بازی این مرحله، یکی از جالب ترین ها هم بود. ایتالیا، قهرمان جهان، در حالی برابر اسپانیای جوان و با انگیزه قرار می گرفت که خودش هم خوب میدانست که در حد و اندازه های قهرمان جام و جهانی حاضر نشده است. با اینحال بازیکنان اسپانیا هم خوب میدانستند که ایتالیا، با یونان و سوئد و حتی روسیه خیلی فرق میکند.

بازی پایاپای شروع شد. اسپانیا حمله می کرد، اما دفاع شدید و محافظه کارانه ایتالیا، و تا اندازه ای هم بی دقتی داوید ویا، مهاجم اول تیم اسپانیا، جلوی گلزنی سرخ پوشان را گرفت. در آن سو، لوکا تونی در برابر کارلس پویول هیچ کاری از پیش نبرد و ایتالیا حتی یک حمله ی جدی هم نداشت. شاید روی هم رفته آن کرنر و ضربه سر مهاجم پیش تاخته ایتالیا که توسط کاسیاس مهار شد، تنها خطر جدی لاجوردی پوشان روی دروازه اسپانیا بود. لوئیس آراگونس و دونادونی، سر مربیان دو تیم نیز با تعویض هایشان نتوانستند تغییری در نتیجه و روند بازی ایجاد کنند. و در پایان 120 دقیقه تلاش دو تیم، سر نوشت بازی به دست ضربات پنالتی افتاد.

کسی نمی دانست برتری کدام تیم در اینجا بیشتر است. ایتالیا فینال جام جهانی را با ضربات پنالتی برده بود. در آنسو نیز همان قدر که بوفون پنالتی گیر بود، کاسیاس یک دروازه بان یه تمام معنا بود.

همین ایکر کاسیاس هم در نهایت دست اسپانیا را گرفت و با مهار دو پنالتی به زیبایی هر چه تمام تر، به رغم اینکه دگویزا از اسپانیا پنالتی اش را خراب کرد، اسپانیا را به نیمه نهایی مسابقات رساند.


نیمه نهایی: شد آنچه شد

بر اساس برنامه، روسیه جاه طلب برابر اسپانیای با انگیزه؛ آلمان با انضباط در برابر ترکیه احساساتی…

در اولین دیدار آلمان ها برابر ترکیه صف کشیدند. عده ای با دیدن آنچه ترکیه به سر کرواسی آورده بود این دیدار را برای آلمان ساده نمی دیدند…و حق هم داشتند. بازی در اکثر دقایق دست ترکیه بود. اما اینبار از دراما خبری نبود. قرار بود آنچه باید بشود اتفاق بیفتد. و به رغم اینکه ترکیه پا به پای آلمان پس از دریافت 2 گل بازی را به تساوی کشاند، در نهایت آلمانی ها در آخرین دقیقه سومین و آخرین گل را زدند تا ترکها حسرت آن توپی را بخورند که در نیمه ی اول بازی به تیر دروازه کوبیدند. بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که ترکیه اگر بگوییم از آلمان بهتر نبود، به هیچ عنوان مستحق باختن هم نبود. و بسیاری برد آلمان را شانسی می دانستند. اما روی هم رفته باید اعتراف کنیم که ژرمن ها بیشتر با اتکا به جنگندگی به اینجا رسیدند تا شانس و اقبالشان. آلمان بار دیگر به فینال رسید و با نگرانی به بازی روسیه و اسپانیا چشم دوخت…بازی که کارشناسان می گفتند هر کس برنده آن شود، حتما قدرت پشت سر گذاشتن آلمان را هم دارد…

در دیدار روسیه و اسپانیا، قدرت تفکر عالی هیدینگ با ستاره بودن تمام بازیکنان اسپانیا برابری می کرد.

با اینحال، اسپانیا در این دیدار نیز ثابت کرد که حقیقتا اینبار برای فتح جام آمده و خبری از آن حذف های همیشگی، افت نسبی، بدشانسی و غیره نیست. هافبک ها و مدافعان اسپانیا در این دیدار عالی بودند و آرشاوین، خطرناک ترین بازیکن روس ها را محو کردند. تیم آنها با درخشش ژاوی موفق شد 0-3 روسیه را پشت سر بگذارد و به سوی فینال، بعد از مدتها پرواز کند. با اینحال مصدوم شدن داوید ویا در نیمه ی دوم به شدت همه ی اسپانیایی ها را نگران کرد. ویا، آقای گل مسابقات و بهترین مهاجم آنها بود و در فینال، غیاب او قطعا گران تمام میشد…

در کل در این مرحله از مسابقات همان تیم هایی فینالست شدند که همه پیش بینی می کردند.


فینال: زیبا، دوست داشتنی و سرخ!

ورزشگاه ارنست هاپل در وین.
فینال مسابقات جام ملت های اروپا.
بزرگترین مسابقه‌ی فوتبال بعد از برگزاری فینال جام جهانی 2006.
اسپانیا در برابر آلمان.
انگیزه و اتحاد در برابر نظم و تجربه.
داور بازی، روبرتو روزتی ایتالیایی.

فینال این بازی ها، حقیقتا حساس و جذاب بود. حتی با اینکه پر گل نبود. اسپانیا با مردم هیجان زده اش که برای اولین بار بعد از 44 سال رویای قهرمان شدن را در سر می پروراندند دیگر تحمل یک شکست دیگر را نداشت. آلمان، از سوی دیگر، پر افتخارترین تیم این رقابت ها بود و مردمش انتظار داشتند این روند ادامه پیدا کند…بدون هیچ گونه بهانه ای.

znpnol

هر دو تیم خوب بازی کردند. در لحظاتی ژرمن ها بازی را در دست داشتند و در لحظاتی اسپانیایی ها. با اینحال هوش فرناندو تورس، مهاجم اسپانیا و ستاره ی تیم لیورپول، از همان نیمه ی اول کار را برای آلمانی ها بسیار سخت کرد تا آنجا که آنها خود را با یک گل عقب دیدند. اتحاد بازیکنان اسپانیا با این گل بیشتر شد. تا آنجا که همه، اختلافات درون مرزی اسپانیا را فراموش کردند. همه فراموش کردند که عده ای متعلق به باسک آزادی خواه هستند، یا کاتالونیای استقلال طلب. همه یک آن اسپانیایی شدند و حاضر بودند تا پای جان زیر پرچم این کشور بجنگند. و اتحاد اسپانیا کار خودش را کرد. حملات آلمانی ها هیچ نتیجه ای نداد و تی ملی فوتبال اسپانیا که نه تنها عقب نکشیده بود بلکه همچنان زهردار مانده بود، پس از سوت پایان با شایستگی هر چه تمام تر رویای 44 ساله ی مردم شبه جزیره ی ایبری را برآورده کرد.

با وجود پوشش عجیب و غریب صدا و سیما که مهمترین لحظه ی مسابقات، لحظه ی بالا برده شدن جام توسط ایکر کاسیاس را به تصویر نکشید، همگان پس از دیدن این صحنه، حتی به طور غیر زنده مجبور شدند اعتراف کنند که اسپانیا شایسته ی فتح این جام بوده و بهترین بازیها را ارائه داده است. به خصوص که بهترین دروازه بان، هافبک، مهاجم و در نهایت بهترین بازیکن جام هم از اسپانیا بودند. داوید ویا به رغم مصدومیت با همان 4 گلی که قبل از فینال به ثمر رسانده بود، آقی گل شد و ژاوی هرناندز بازسلونایی بهترین بازیکن جام شناخته شد. اسپانیا مزد وحدت و نگیزه اش را گرفت و به همین سادگی قهرمان شد!

و حالا پس از پابان این جام، باید فعلا شب ها را بدون فوتبال بگذرانیم و دیگر خبری از استودیوی زیبایی که شبکه سه سیما برای این رقابت ها حاضر کرده بود نیست. مطمئنا برای فوتبال دوستان تحمل این شب ها خیلی سخت است… اما تا آغاز جام جهانی چیز زیادی باقی نمانده… پس، با به یاد داشتن آنچه در یورو 2008 روی داد به استقبال جام جهانی میرویم.

تاریخچه‌ی جام ملت‌های اروپا

In زمین صاف, ورزش on جولای 19, 2008 at 7:27 ب.ظ

جام ملتهای اروپا بسیار جوان‌تر از جام جهانی می‌باشد. این مجموعه اولین بار در سال 1960 به میزبانی فرانسه برگزار شد؛ ولی جام جهانی قدمتی بیش از این‌ها دارد. در این صفحه به بررسی این رقابتها از 1960 تاکنون می‌پردازیم.

سال 1960
میزبان: فرانسه
نیمه نهایی: فرانسه، شوروی، چکسلواکی، یوگسلاوی
فینال: شوروی 2 – یوگسلاوی 1

سال 1964
میزبان: اسپانیا
نیمه نهایی: شوروی، دانمارک، مجارستان، اسپانیا
فینال: اسپانیا 2 – شوروی 1

سال 1968
میزبان: ایتالیا
نیمه نهایی: ایتالیا، شوروی، انگلیس، یوگسلاوی
فینال: ایتالیا 2 – یوگسلاوی 0

سال 1972
میزبان: بلژیک
نیمه نهایی: مجارستان، آلمان، بلژیک، شوروی
فینال: آلمان 3 – شوروی 0

سال 1976
میزبان: یوگسلاوی
نیمه نهایی: هلند، یوگسلاوی، آلمان، چکسلواکی
فینال: آلمان 3 – چکسلواکی 2 (در ضربات پنالتی)

سال 1980
میزبان: ایتالیا
نیمه نهایی: چکسلواکی، آلمان، بلژیک، ایتالیا
فینال: آلمان 2 – بلژیک 1

سال 1984
میزبان: فرانسه
نیمه نهایی: فرانسه، پرتغال، اسپانیا، دانمارک
فینال: فرانسه 2 – اسپانیا 0

سال 1988
میزبان: آلمان
نیمه نهایی: هلند، ایتالیا، آلمان، شوروی
فینال: هلند 2 – شوروی 0

سال 1992
میزبان: سوئد
نیمه نهایی: آلمان، سوئد، دانمارک، هلند
فینال: دانمارک 2 – آلمان 0

سال 1996
میزبان: انگلیس
نیمه نهایی: فرانسه، آلمان، انگلیس، چک
فینال: آلمان 2 – چک 1

سال 2000
میزبان: هلند
نیمه نهایی: فرانسه، پرتغال، ایتالیا، هلند
فینال: فرانسه 2 – ایتالیا 1

سال 2004
میزبان: پرتغال
نیمه نهایی: چک، یونان، پرتغال، هلند
فینال: یونان 1 – پرتغال 0

جام ملتهای اروپا هر 4 سال یکبار در یکی از کشورهای اروپایی برگزار می‌شود و هر تیمی سعی در بهتر نشان‌دادن خود در این بازی‌ها دارد تا سهمیه المپیک را بدست آورد و مدال‌آور باشد. بازی‌های مقدماتی این جام هر سال به منظور معرفی تیم برتر و انتقال آن به مراحل بالاتر برگزار می‌شود.

و حالا جام ملت‌های سال 2008:

گروه اول: چک، پرتغال، ترکیه، سوییس
صعودی‌ها: پرتغال، ترکیه

گروه دوم: کرواسی، آلمان، اتریش، لهستان
صعودی‌ها: کرواسی، آلمان

گروه سوم: ایتالیا، رومانی، هلند، فرانسه
صعودی‌ها: هلند،فرانسه

گروه چهارم: سوئد، اسپانیا، یونان، روسیه
صعودی‌ها: روسیه، اسپانیا

سال 2008
میزبان: اتریش، سوییس
نیمه نهایی: ترکیه، روسیه، آلمان، اسپانیا
فینال: اسپانیا 1 – آلمان 0