تحریریه‌ی سنگ پا

نوشته های برچسب شده ‘مجید یوسفی’

سرآغاز گفتار

In سرآغاز, یادداشت on اکتبر 23, 2008 at 8:27 ب.ظ

دوستان، عزیزان و همراهان همیشگی سنگ پا سلام.

طوفان همراه با زلزله‌ي عظیمی، سنگ پا را دربرگرفت که این موضوع گواه بر مسئله مال حرام خوردن نداره است. حالا در مورد چون و چرای مسئله می‌توانید از مقوله‌ی زیرخاکی‌های سرمقاله‌ی شماره پیش به نتایج مطلوبی برسید. این شماره شاهد حوادث ناگواری بودیم که باعث شد برخی از بخش‌های مجله ضعیف‌ترین روزهای خودشان را طی کنند.

اول از همه باید به فرید ذاکری (دبیر بخش سینما) عزیز تسلیت بگویم. چون مادربزرگش را از دست داده بود و ادامه‌ی راه حداقل برای این شماره برایش غیرممکن بود. همانطوری که خودتان هم می‌دانید، طنزنویسی نیاز به یک فراغ بال کامل دارد… که این موضوع هم باعث شده بود چرخ بخش سینمای ما به کلی پنچر شود.

بخش ورزشی هم که به دلیل مشکلات غیرمنتظره‌ای که برای دبیر آن پیش آمده بود تقریباً در تعطیلات به سر می‌برد. مورد آخر هم اینکه هنوز هم که هنوز است، درگیری‌های ما با قالب و سرور ادامه داره که انشاالله تا شماره بعدی کار کاملاً حل خواهد شد.

در شماره‌ی بعدی نیز می‌توانید شاهد حضور پرقدرت و مجدد تحریریه‌ی سنگ پا باشید تا حداقل توانسته باشیم ضعف این شماره را از دیدگان شما بی‌اهمیت جلوه دهیم. در ضمن از شماره‌ی بعد شاهد فعالیت بخش‌های جدید تئاتر و موسیقی و گفتگو نیز باشید. پس تا 15 آبان خداحافظ.

بازگشت باشکوه آقای جادوگر

In خبرنامه, روزنگار ورزشی on اکتبر 23, 2008 at 8:02 ب.ظ

jeld18

طلسم شکسته شد، لژیونرها گل زدند

بازی استقلال و پرسپولیس این بار هم مانند فیلمی تکراری به پایان رسید، به نحوی که همیشه این فیلم تکرار شده که یا این تیم گل می‌زند و صبر می‌کند گل بخورد و یا آن تیم می‌زند و صبر می‌کند گل بخورد!

چون روال بازی کردن ایرانی همین است؛ با این اوضاع انتظار مدال‌آفرینی نباید برای ایران داشت.

در هر صورت در این لیگ طلسم برهانی شکسته شده و مانند ستاره‌ها هربازی گل می‌زند و در این بازی هم گل برتری را زد و در آخرین دقایق نیز بالاخره علی کریمی توانست گل برتری را بزند و بعد از بازی ناامیدکننده‌ی اول خود در دوره‌ی جدید بازی در تیم پرسپولیس، توانست بازگشت باشکوهی داشته باشد. چه می‌کنه این آقای جادوگر!

DaeiMobaliMoradi

مسعود مرادی از داوری خداحافظی کرد؟

مسعود مرادی یکی از بزرگترین داوران حال حاضر ایران و آسیا، بعد از بازی پرسپولیس و مس کرمان و بخاطر محبت‌های روزافزون تماشاچی‌های پرسپولیس برای همیشه از صحنه‌ی داوری خداحافظی کرد.

تاکتیک‌های بکش بکش سرلوحه ایرانیان

فوتبال و فوتبال ایرانی شرایط خاص خودش را دارد. اگر گلی زدی، باید عقب بکشی تا وقتی که تیم حریف گلی را وارد دروازه‌تان کند. البته این نوع نتیجه‌گیری وقتی برایم مسجّل شد که دربی اصفهان و تهران را دیدم.

فوتبالِ ما؛ فوتبال‌بشو نیست

باز هم شاهد حضور مدیری دیگر از جمله مدیران فوتبال‌نابلد در کشورمان هستیم.

استقلال تهران با تغییر مدیرعامل، شاهد حضور واعظ آشتیانی بود که می توان بطور قطع گفت تجربه‌ی خاصی را تاکنون نداشته است و آیا با توجه به این موارد، گذاشتن مدیری که هیچ تجربه‌ای در مدیریت فوتبال و آن هم در بحث کلان نداشته است، ضررزدن و پسرفت نیست؟ و آیا ناکامی کشورمان در المپیک کافی نبود؟ البته سالی که نکوست از بهارش پیداست!

25-9-1386_IMAGE633334142671562500

مسئولان شیرازی از فیروز کریمی شکایت کردند

مسئولان تربیت بدنی شیراز از فیروز کریمی به دلیل توهین به ورزشگاه شیراز شکایت کردند. البته فیروز کریمی چیزی فراتر از مشکلات این ورزشگاه نگفته بود، امّا مسئله این است که کسی حق ندارد به ورزشگاه استندفوربریج شیراز توهین کند! چون تکه. تک!

یادداشتِ مدیرمسئول

In سرآغاز, یادداشت on جولای 19, 2008 at 8:21 ب.ظ

سنگ پا بالاخره 1 ساله شد و بعد از مدت‌ها ضعف و سستی، سنگ پا بالاخره به جای اول خودش بازگشت. چند شماره‌ای بود که ضعیف شده بودیم، بی‌نظم شده بودیم البته لازمه که بگویم که بودیم.

متحول شدیم البته به صفحه تحریریه هم که نگاه کنید کمی از تحولات را خواهید دید. می‌خواهیم از صفر شروع کنیم و به همین دلیل است که آرشیو قدیم‌مان را در اسباب‌کشی جا گذاشته‌ایم و می‌خواهیم همیشه همرنگ زمانه در کنارتان به جلو بیاییم.

سال اول خوب بودیم، بد بودیم بالاخره تمام شد. شما بچسبید به سال دوم که قراره حسابی سنت‌شکنی کنیم و همیشه طراوت و تازگی را برای دیدگان عزیزتان حفظ کنیم. هنوز هم که هنوز است آغوش ما پذیرای طنزنویسان و کسانی که می‌خواهند طنزنویس شوند باز است پس هر کسی که می‌خواهد همکاری کند نگران نباشد هنوز فرصت است.

بالاخره هرکسی که روی اینترنت کار می‌کند و یا اینترنت را فضایی بزرگتر می‌داند که مجموعه بزرگتری را تحت پوشش قرار می‌دهد که با پست مدرنیسم به جلو می‌رود و اعضای آن را افراد مدرن تشکیل می‌دهد، پس باید به فضای آن نیز همانند مطبوعات توجه شود.

ما هستیم تا همیشه گل لبخند و تبسم رضایت روی صورتتان پدیدار کنیم و بگوئیم همیشه تو را حمایت خواهیم کرد ای عزیزتر از جانمان. (اینترنت)

فکر کنم بهترین انتخاب را انجام دادند

In ضمیمه, کودک و نوجوان on جولای 19, 2008 at 8:15 ب.ظ

مصاحبه با بهزاد بیلخانی؛ تکواندوکار نوجوان
درباره‌ی تکواندو و مسابقاتِ انتخابیِ المپیک

بیوگرافی:
مدال طلای جام فجر سال 85
مدال برنز مسابقات 4 وزن المپیکی کره جنوبی سال 85
مدال طلای آسیای مسابقات اردن سال 86
مدال نقره تورنمنت بحرین سال 86
مدال طلای مسابقات جهانی
کسب عنوان فنی‌ترین بازیکن جهان در سال 87

تکواندو را از چه سالی شروع کردی و به چه دلیل آن را به صورت حرفه‌ای ادامه دادی؟
تکواندو را از سال 75 شروع کردم و علت اصلی حضورم به عنوان یک تکواندوکار و علت اصلی تکواندوکارشدنم برادرم بود.

یعنی برادرت در شما استعدادی دید که پیشنهاد حضور در ورزش‌های رزمی را داد یا همین‌طوری گفت؟
نه برادرم خودش رزمی‌کار بوده و بنا به دلایلی که خودشون نتوانستند ادامه بدهند، خیلی دوست داشتند که من راه‌شون را ادامه بدهم که خدا را شکر تا حالا یک مقداری جواب کمک‌هاشون را دادم.

سخت‌ترین مسابقه یا حساس‌ترین مسابقه‌ای که داشتی چی بوده؟
سخت‌ترین مسابقه‌ی من از 4 سال پیش که بصورت حرفه‌ای شروع کردم، حساس‌ترینش برای انتخابی مسابقات جهانی ویتنام بوده که 2 سال پیش اتفاق افتاد. با سید محمد رفیعی بازی داشتم و متاسفانه با اختلاف کمی و نتیجه خیلی نزدیک نتیجه را واگذار کردم که آن خاطره خیلی برایم تلخ بود.

با این که تکواندو جزء مقام‌آور‌ترین ورزش‌های ایران است، امّا به نظرت در سطح جهانی آینده‌دار است یا نه؟ (مثل کره جنوبی که جزء سردمداران تکواندو جهان است.)
ببینید تکواندوی ایران هر ساله رشد چشمگیری داشته است؛ به نحوی که امسال قهرمان آسیا در رده سنی بزرگسالان شدیم و بعد از 36 سال این رتبه را تثبیت کردیم و برای چهارمین بار در سطح جهانی و مسابقات نوجوانان به مقام نایب قهرمانی رسیدیم و فکر می‌کنم دلیل قهرمانی بزرگسالان استفاده از هوگوهای الکتریکی در مسابقات بود که داوران نتوانستند حق‌خوری بکنند که باز بتوانند کره‌ای‌ها رو قهرمان بکنند… در مسابقات نوجوانان، قهرمانی ما دور از دسترس نبود… ولی با ناداوری‌هایی که کره‌ای‌ها هم در آن دست داشتند، متأسفانه قهرمان نشدیم.

وضعیت حقوقیت چطوره؟
ما حقوق‌هایی را که می‌گیریم، فقط برمی‌گرده به باشگاه‌ها و قراردادهایی که می‌بندیم.

یعنی تیم ملی بهت حقوق نمی‌ده؟
نه متأسفانه از تیم ملی حقوقی دریافت نمی‌کنم؛ ولی چون نوجوانان هستیم اینطوری‌یه و تیم بزرگسالان حقوق میگیره.

نظرت راجع به این موضوع چیه که با این که ورزش‌های انفرادی نسبت به ورزش‌های گروهی مقامهای بیشتری داشته، امّا باز هم حقوق ورزش‌های گروهی خیلی بیشتر از انفرادی است؟
به هر حال ورزش‌های گروهی مثل فوتبال، اقتصادی شده و سرمایه‌گذاری در آن زیاد شده و چون برای ورزش‌های انفرادی تبلیغاتی نمیشه، خوب اصولاً هم حقوق‌ها کمه.

خوب چرا نباید گرایش به ورزش‌های انفرادی پیدا کنیم، وقتی می‌دانیم که این ورزش‌ها آینده داره؟
خوب این برمی‌گردد به مسئولین و من نمی‌توانم نظر بدهم و فقط امیدوارم به این ورزش‌ها اهمیت بیشتری داده بشود.

با توجه به آمادگی بازیکنان، انتخاب رضا نادریان و هادی ساعی به نظرت چطور بوده؟
ببینید اینها تمرین زیاد کرده بودند و خدائیش هم نشان دادند که بهترین‌اند و این نظر کادر فنی بود. فکر کنم بهترین انتخاب را انجام دادند. کادر فنی هیچ‌وقت خودش رو زیر سؤال نمی‌بره که حق کسی ضایع بشه.

ولی در جنجال‌های بوجودآمده می‌گفتند که انتخاب این 2 نفر درست نبوده و انتخاب رقیب رضا نادریان بهتر بوده؟
ببینید این هم نظر کادر فنی بوده و در مسابقات هم رضا برتری خودش رو نسبت به حریف‌ش نشان داده. به هر حال فرقی نمی کند ما مدال می خواهیم و اینها هم 2 تا ایرانی مدال اور هستند.

با این که مسئولین انتخابی المپیک با خاطره تلخ حضور علیرضا دبیر در وزن بالاتر خودش بودند که به ناکامی منجر شد، چرا هادی ساعی را انتخاب کردند؟ با این که می‌دانستند در وزن بالاتری فعالیت می‌کند و ممکن است آن خاطره تلخ دوباره تکرار شود و یکی از آن 2 سهمیه بسوزد؟
ببینید آقای دبیر با انتخاب کادر فنی انتخاب شدند، اما آقای ساعی هم در لیگ و هم در مسابقات خودش رو در این وزن تثبیت کرده.

با وجود این که 2 سهمیه در مسابقات جهانی داریم و سطح آمادگی بازیکنان‌مان و مسابقات جهانی به نظرت به عنوان پیش‌بینی این بازیکنان چطور عمل می‌کنند؟
با آمادگی و انگیزه‌ای که اینها دارند و اینکه آقای نادریان چون جوان است با انگیزه است و آقای ساعی هم باتجربه هستند، می‌توانند خوشرنگ‌ترین مدال را برای کشورمان به ارمغان بیاورند.

چرا کسی که سهمیه را می‌گیرد و کسی که به المپیک می‌رود متفاوت است؟ این ناحقی نیست؟
ببینید. یک تمایزی بین کسی که سهمیه را گرفته و کسی که نگرفته، وجود دارد و امتیازاتی داده می‌شود که در مسابقات انتخابی لحاظ می‌شود.

خودت چه مسابقاتی در پیش داری؟
لیگ و انتخابی تیم ملی امید و بزرگسالان برای مسابقات جهانی.

حرف آخر…
تشکر از مربی عزیزم که حق پدری بر گردنم دارند و مادرم که در همه لحظه‌ها، مصدومیت‌ها و… کمکم کردند و برادرانم که مشوقم بودند.

بازار داغ مجلات ایرانی

In رسانه on جولای 19, 2008 at 7:45 ب.ظ

penبا کمی بررسی و تأمل متوجه تفاوت پرفروش‌ترین مجلات و برترین مجلات خواهیم شد. چون در وهله‌ی اول می‌توان گفت یک مجله در حالتی پرفروش است که با داشتن قیمتی مناسب از داشتن صفحات زیاد و رنگی هم برخوردار باشد؛ امّا در کنار این موارد مواردی دیگر هم است که مزید بر علت می‌شود و دلیل آن این است که مردم کاری به کیفیت مطلب ندارند؛ بلکه به موضوع مطلب اهمیت می‌دهند و به همین دلیل است که مجلات زرد جزء پرطرفدارترین‌ها هستند و همیشه هم به عنوان پرفروش‌ترین‌ها باقی خواهند ماند. امّا آیا جزء برترین مجلات هم هستند؟

مجلات زرد فقط به دلیل تنوع مطالب، آن هم در نوع مطالب شخصیِ کذبی که دارند، جزء مطالب پرطرفدار هستند. به نحوی که خیلی از مطالب‌شان اعم از اخبار، مصاحبه‌ها و مطالبشان جعلی باشد و فقط و فقط خواننده‌جذب‌کن باشد. (مثال: موقعی که جواهری در قصر پخش می شد 4 مدل خبر اعم از خودکشی یانگوم، خودکشی نکردن یانگوم، ازدواج یانگوم و ازدواج نکردن یانگوم نقض کننده خبرهای خود مجله بودند)

اما مجلاتی که با کیفیت مطالبشان صحبت می‌کنند در این لیست چه حرفی را می‌زنند؟

مجله شهروند امروز که به تازگی به لیست پرطرفداران نیز پیوسته، با تنوع بالای مطالبش و همچنین کیفیت استثنایی توانسته به گونه‌ای دیگر خود را به مردم معرفی کند. چون بالاخره انتشار 130 صفحه مجله آن هم در قالب یک هفته‌نامه کار انجام‌نشدنی است که برای نخستین بار آن هم در این مجله صورت گرفته و بصورت مستمر و هفتگی منتشر می‌شود.

چلچراغ هم با تازگی مطالبش هنوز هم که هنوز است خود را از چشم خوانندگانش نیانداخته است و در کورس رقابت‌ها هنوز در حال رقابت است.


نشریاتِ اینترنتی

foto_computer_15ما آدم‌ها دنیاهای متفاوتی داریم و هر کدوم‌مون خوشحالی‌هامون و ناراحتی‌هامون، آرزوهامون و حتی رفتارمون با هم فرق می‌کنه. دنیای ما آدم‌ها دنیای بزرگی‌یه و همه‌مان برای رسیدن به آخرش تلاش می‌کنیم؛ ولی این دنیا دایره‌وار است و پایانی ندارد. پایانش شروعی دیگر است برای دورزدن دوباره. همگی در آخر، سر جای اول خودمون هستیم و همه‌اش داریم درجا می‌زنیم. چون همه‌مون بی‌چیز می‌آییم و بی‌چیز هم می‌رویم. پس چه بهتر که تا موقعی که هستیم خدمتی کرده باشیم تا نام نیکی از خود باقی بگذاریم.

اولین باری است که طنز نمی‌نویسم و دارم حرف‌هام رو از ته دلم می‌گویم. دنیای ما هم متفاوت بود. دنیایی که که از عشق به اینترنت و لذتِ کنار هم‌بودن بوجود آمده بود و روز به روز هم بیشتر می‌شد.

تمامی ما یا از اهالی مطبوعات بودیم یا نیازی به فعالیت در اینجا نداشتیم؛ امّا عشق به اینترنت و لذت کنار هم‌بودن را بر همه‌چیز ترجیح دادیم و بی‌تبلیغ جلو آمدیم و به یاری خدا روز به روز طرفداران بیشتری را پیدا کردیم و مصمّم‌تر جلو آمدیم و با اینکه با موانع زیادی به خاطر اینترنتی‌بودن برخورد کردیم؛ امّا مثل شیشه بودیم… هرچه شکسته‌تر می‌شدیم، برنده‌تر هم می‌شدیم. پس خاصیتِ تاثیرگذاری بیشتری پیدا می‌کردیم و با وجود این که همه‌مان فرسنگ‌ها از هم دور بودیم، امّا عشقِ کنار هم‌بودن و طنزنوشتن روی اینترنت، همه‌مان را کنار هم نگه داشت و صمیمی‌ترمان کرد.

با تمام این سختی‌ها و مشکلات، اینترنت دنیای زیبایی است که تا زندگی در آن را تجربه نکنید، به زیبایی‌های پیدا و پنهان‌ش پی نخواهید برد.

لغت‌نامه‌ی سنگ پا

In نمک on جولای 19, 2008 at 7:38 ب.ظ

سردبیر: در این شماره نویسندگانِ سنگ پا واژه‌هایِ سیاسی و اجتماعی را واکاوی کرده‌اند. از طرفی احسانِ کیانی از «مافیا» و آنچه در آن است صحبت کرده و از طرفی دیگر، مجیدِ یوسفی به صرفه‌جویی و کلماتِ مرتبط با آن پرداخته.

مافیا

در راستای خدماتِ مسبوق به سابقه‌ی خویش، در این مطلب به بررسی و اکتشاف در لغت مهجور و بیگانه «مافیا» ‌می‌پردازم. همان‌گونه که می دانید [؟!] این لغت اصالتاً عربی است و از دو بخش «ما» و «فیا» تشکیل شده است.

بخش اوّل در زبان عربی به معنای «آنچه» می‌باشد، امّا بخش دوم به صورت «فیها» (به معنای «در آن») بوده است که بر اثر تطوّر (دگرگونی) زبان و برای سهولت تلفظ به صورت «فیا» درآمده است. بنابراین معنایِ اصلیِ این لغت، به صورتِ عبارتِ «آنچه در آن است» می‌باشد و کاربرد اصلی آن در هنگام اشاره به درون و باطن یک شیء می‌باشد.

امّا کاربرد مهم و جدال‌برانگیز ِ [؟!] آن در علوم سیاسیه و اجتماعیه [!!!] و در هنگامی است که مسئول امور مربوطه [یا غیرمربوطه!] از انجام وظایف محولّه باز مانده و افرادِ معلوم‌الحال و مجهول‌الهویه [یا مجهول‌الحال و معلوم الهویه یا یه چیزی تو همین مایه‌ها!] یعنی مافیا را بانی همه‌ی مشکلات اصلی [از سوراخ‌شدنِ لایه‌ی اُزُنْ تا کمبودِ گاز در زمستان (یا برق در تابستان)] معرفی می‌کند.

همچنین به تازگی یکی از مسئولینِ مهمِ مربوطه [و غیر مربوطه!] خواستار جایگزینی کلمه‌ی وطنی «شمافیا» به جای «مافیا» شده است که به راستی تلاش درخور تقدیری است!

احسان کیانی

کلمه‌ی صرفه‌جویی که این روزها لق‌لقه‌ی زبان هر کسی شده و هر بنی‌بشری از آن به نیکی یاد می‌کند و از بقیه هم می‌خواهد که از آن به نیکی یاد کنند. امّا این کلمه معانیِ گسترده‌ای دارد که به چند معنیِ مهم و رایج آن می‌پردازیم:

صرفه‌جویی

انجام‌دادنِ کارهایی که به صرفه باشد.

مفسدینِ اقتصادی

مفسدین اقتصادی نیز صرفه‌جویی کردند؛ چون با برداشتِ پول‌های کلان یا به قولِ خودمانی‌تر کلاه‌برداری کاری کرده که به صرف خودش باشد تا بتواند تا آخر عمر با رفاه کامل زندگی کند.

صرفه‌جویی در برق

صرفه‌جویی در برق یعنی تا حد توان و تا حد زیادی از برق استفاده کنید؛ چون قطعیِ برق به صرفه‌تان نیست. پس این‌قدر استفاده کنید که در مدت قطعی مشکل خاصی پیدا نکنید و به ضررتان نباشد.

صرفه‌جویی در مصرف آب

چون امکانِ قطع‌شدن آب، این منبعِ حیات‌بخش، زیاد است؛ پس در مواقعِ بودن آب از آب به حدی استفاده کنید که در حینِ قطعیِ آب، این قضیه به ضررتان نباشد. بلکه هم به صرف‌تان باشد. پس آبِ استخرهایتان را هر روز عوض کنید و هر چقدر شستشو دارید انجام بدهید.

صرفه جویی در مصرف بنزین

آخه آقاجانِ من! شما خودت میایی با این اتوبوس‌هایی که کولر ندارند بری؟ یا میایی با مترویی که در آن آبلمبو میشی بری؟ خوب به صرفت نیست! پس برو و از بنزین استفاده کن و با ماشین کولردار، این‌ور و آن‌ور برو تا مشکلی برایت پیش نیاید و به صرفت باشد.

پس این کلمه‌ی صرفه‌جویی در هر حالتی به جز حالت‌های معکوس، معنیِ بدی دارد و به‌کار بردن‌ش بصورتِ همگانی به شما می‌گوید که هر چه می‌خواهی بکن، ولی کار مضر نکن که می‌شود: «ضررجویی» که اساساً نکوهیده نمی‌باشد!

مجید یوسفی

خالی‌بندان این فصلِ لیگ برتر فوتبال

In زمین کج, ورزش on جولای 19, 2008 at 7:36 ب.ظ

لیگ برتر 86-87 هم خیلی خیلی پرحاشیه بود؛ امّا در کنار این همه حاشیه، خالی‌بندی‌های مربی‌ها هم کم نبود. مربیانِ خالی‌بندِ این دوره چه کسانی هستند؟

1-22222افشین قطبی

مردی که تا روزهای پایانی آخر فصل به مردی قانع تبدیل شده بود و معلوم بود که همان یک جام را هم که بگیرد، برای هفت پشت‌ش بس است. چون بالاخره از اول فصل تا آخر فصل نتوانست به هیچ‌کدام از قول‌های‌ش عمل کند.

اول که قرار بود قهرمان جام حذفی هم بشود که حذف شد و قرار بود پرسپولیس را با 70 امتیاز قهرمان کند که نشد تا رسید به 60 امتیاز که آخر با 60 امتیاز هم نتوانست قهرمان شود و به همان 59 امتیاز قانع شد.


فیروز کریمی

6sa3ibrاول از همه اینکه من نمی‌دانم چرا بعضی مربیان با خالی‌بندی‌های پی‌در‌پی دوست دارند جو را به نفع خود ثابت نگه دارند؟ فیروز کریمی مربی‌ای بود که با خالی‌بندی‌های متعدد جو را به نفع خود نگه داشت و هر چه هواداران به نتیجه فعلی‌شان راضی می‌شدند، بدتر می‌کرد تا اینکه رتبه‌ای بهتر از 13 جدول برای این تیم رقم نخورد.


esteghlal-rahahan86 (9)

اکبر میثاقیان

اکبر میثاقیان مؤسس طریقت خالی‌بندان ایران. او نیز به دلیل خالی‌بندی‌های زیادش مبنی بر این که فلان رتبه را می‌گیریم و از این حرف‌ها مدیرعامل را کچل کرد و آخر هم اخراج شد.

 

 

 


A0189686مجید جلالی

مجید جلالی هم از کاروان خالی‌بندان جا نماند و او هم با قول قهرمانی استقلال اهواز طرفداران این تیم را در آرزوی گرفتن جام نگه داشت. (البته آرزو بر جوانان عیب نیست.)

 


ژوران ویرا

ژوران ویرا که البته مدت کمی را هم در ایران بود اما استعداد خوبی جهت یادگیری اخلاق مربیان داشت او هم مکرر اعلام کرد که سپاهان قهرمان است که… .